پارت ۲۳
(بعد ۳ مین):
_چقدر خوشمزه ای کوچولوم(بغلت می کنه محکم)
+(قرمز شده از خجالت)تک الان منو بوسیدی
_آره(با ذوق)
+ولی جونگکوک ای رویاییه هوووووو
_ معلومه که رویاییه بوسیدنه تو
بیا بریم بالا کلی حرف داریم تازه باید به فقیه هم بگیم
+اهوم(لبخند)
_اونجوری لبخند نزن قلبم از کار میفته
+یا از لبخند های تو که کشنده تر نیست
_(برآید استاد بغلت میکنه میبرت تو خونه)
+یا منو بزار پایین بینم ما هنوز هیچی نیستیم
_کی گفته دوست دخترمی ها
+ام باشه(خرشانس نازم می کنی)
خودم:خب خلاصه اینا رفتن تو خونه و به بقیه هم گفتن و بعد ۱ ماه ازدواج کردن حالا میرسیم به زمان حال:
(پرش زمانی ۲ماه بعد):
ا/ت ویو:
خب چطورین من و کوک ازدواج کردیم و الان یه زندگی رویایی داریم میدونین یه جور رویا بود برای من تا بخوام جونگکوک رو ببینم حالا چه به اینکه بخوام باهاش ازدواج کنم. فردا تولدم بود ولی از شانس افتاده بود با روزی که کوک باید میرفت ماموریت منم بهش نگفتم نمیخواستم برای کارش مشکلی ایجاد بشه.
_چقدر خوشمزه ای کوچولوم(بغلت می کنه محکم)
+(قرمز شده از خجالت)تک الان منو بوسیدی
_آره(با ذوق)
+ولی جونگکوک ای رویاییه هوووووو
_ معلومه که رویاییه بوسیدنه تو
بیا بریم بالا کلی حرف داریم تازه باید به فقیه هم بگیم
+اهوم(لبخند)
_اونجوری لبخند نزن قلبم از کار میفته
+یا از لبخند های تو که کشنده تر نیست
_(برآید استاد بغلت میکنه میبرت تو خونه)
+یا منو بزار پایین بینم ما هنوز هیچی نیستیم
_کی گفته دوست دخترمی ها
+ام باشه(خرشانس نازم می کنی)
خودم:خب خلاصه اینا رفتن تو خونه و به بقیه هم گفتن و بعد ۱ ماه ازدواج کردن حالا میرسیم به زمان حال:
(پرش زمانی ۲ماه بعد):
ا/ت ویو:
خب چطورین من و کوک ازدواج کردیم و الان یه زندگی رویایی داریم میدونین یه جور رویا بود برای من تا بخوام جونگکوک رو ببینم حالا چه به اینکه بخوام باهاش ازدواج کنم. فردا تولدم بود ولی از شانس افتاده بود با روزی که کوک باید میرفت ماموریت منم بهش نگفتم نمیخواستم برای کارش مشکلی ایجاد بشه.
۴.۰k
۰۶ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.