دوان دوان ز فرا سوی نور می آید,
دوان دوان ز فرا سوی نور می آید,
امین ترین کلیمان ز طور می آید....
ردای سبز رسالت به دوش خود دارد,
از آسمان نگاهش ستاره می بارد....
شتاب پای محمد خلیل آسا بود,
شب هلاکت بت های لات و عزی بود....
نسیم خنده ی او مژده ی سحر دارد,
به دست همت خود پرچم ظفر دارد....
شعاع نور جبینش به کهکشان رفته,
به مرزهای سماوات بیکران رفته....
سپیده طبل افق را مدام می کوبد,
مسیر آمدنش را فرشته می روبد....
ترانه ی لب او "اقرا باسم ربک" بود,
تبسمش می عرفانی ملائک بود....
دریده پرده ی شب را به نور سیمایش,
حریم خلوت خورشید چشم گیرایش....
طنین هر قدمش شادباش می گوید,
به زیر هر قدمش سبزه زار می روید....
زمین مرید طریق مسیح نعلینش,
هزار بوسه زند بر ضریح نعلینش....
کران رحمت او وسعت هزاران نیل,
به ارتفاع مقامش نمیرسد جبرایل....
خدا دوباره به عشق نبی تبسم کرد,
بهشت قرب خودش را به نام مردم کرد....
به گوش می رسد از سمت سرزمین خلود,
صدای خواندن چاووش حضرت داوود....
بزرگ زاده ی ایل مبشران بهشت,
امیر قافله سالار کاروان بهشت....
مسیح مکه شد و روح مرده را جان داد,
به مرگ دخترکان عشیره پایان داد....
به قوم حق طلبان اذن میگساری,
سپاه و لشگر ابلیس را فراری داد....
مدبرانه به قتل خرافه فتوا داد,
به دست غنچه ی لب،حکم جلب غم را داد....
خدا کند به نگاهی شویم مقدادش,
شویم ساکن خوشبخت شیعه آبادش....
خدا کند که بخواهد ابوذرش باشیم,
کنار گنبد خضرا ، کبوترش باشیم....
بخند حضرت آقا که یاسرت باشم,
بهشت هم بتوانم مجاورت باشم....
من از تبار ارادت ز کوی سلمانم,
هزار مرتبه شکر خدا مسلمانم....
به خال حضرت معشوق خود گرفتارم,
من از قبیله مجنون ز ایل عمارم....
من از پیاله ی دستت شراب می خواهم,
برای دار جنونم طناب می خواهم....
اگر چه غرق گناهم بیا حلالم کن,
سیاه دل نشدم لطف کن بلالم کن....
***** ****** ***** ***** ***** ***** *****
بـِسـْمِ اللّهِ الرَّحـْمـنِ الرَّحیمَِ
مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَی عَلَی سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا ﴿۲۹﴾
محمد [ص] پیامبر خداست و کسانی که با اویند بر کافران سختگیر [و] با همدیگر مهربانند آنان را در رکوع و سجود میبینی فضل و خشنودی خدا را خواستارند علامت [مشخصه] آنان بر اثر سجود در چهرههایشان است این صفت ایشان است در تورات و مثل آنها در انجیل چون کشتهای است که جوانه خود برآورد و آن را مایه دهد تا ستبر شود و بر ساقه های خود بایستد و دهقانان را به شگفت آورد تا از [انبوهی] آنان [خدا] کافران را به خشم دراندازد خدا به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند آمرزش و پاداش بزرگی وعده دادهاست (۲۹)
"آیه ی 29 سوره ی فتح"
امین ترین کلیمان ز طور می آید....
ردای سبز رسالت به دوش خود دارد,
از آسمان نگاهش ستاره می بارد....
شتاب پای محمد خلیل آسا بود,
شب هلاکت بت های لات و عزی بود....
نسیم خنده ی او مژده ی سحر دارد,
به دست همت خود پرچم ظفر دارد....
شعاع نور جبینش به کهکشان رفته,
به مرزهای سماوات بیکران رفته....
سپیده طبل افق را مدام می کوبد,
مسیر آمدنش را فرشته می روبد....
ترانه ی لب او "اقرا باسم ربک" بود,
تبسمش می عرفانی ملائک بود....
دریده پرده ی شب را به نور سیمایش,
حریم خلوت خورشید چشم گیرایش....
طنین هر قدمش شادباش می گوید,
به زیر هر قدمش سبزه زار می روید....
زمین مرید طریق مسیح نعلینش,
هزار بوسه زند بر ضریح نعلینش....
کران رحمت او وسعت هزاران نیل,
به ارتفاع مقامش نمیرسد جبرایل....
خدا دوباره به عشق نبی تبسم کرد,
بهشت قرب خودش را به نام مردم کرد....
به گوش می رسد از سمت سرزمین خلود,
صدای خواندن چاووش حضرت داوود....
بزرگ زاده ی ایل مبشران بهشت,
امیر قافله سالار کاروان بهشت....
مسیح مکه شد و روح مرده را جان داد,
به مرگ دخترکان عشیره پایان داد....
به قوم حق طلبان اذن میگساری,
سپاه و لشگر ابلیس را فراری داد....
مدبرانه به قتل خرافه فتوا داد,
به دست غنچه ی لب،حکم جلب غم را داد....
خدا کند به نگاهی شویم مقدادش,
شویم ساکن خوشبخت شیعه آبادش....
خدا کند که بخواهد ابوذرش باشیم,
کنار گنبد خضرا ، کبوترش باشیم....
بخند حضرت آقا که یاسرت باشم,
بهشت هم بتوانم مجاورت باشم....
من از تبار ارادت ز کوی سلمانم,
هزار مرتبه شکر خدا مسلمانم....
به خال حضرت معشوق خود گرفتارم,
من از قبیله مجنون ز ایل عمارم....
من از پیاله ی دستت شراب می خواهم,
برای دار جنونم طناب می خواهم....
اگر چه غرق گناهم بیا حلالم کن,
سیاه دل نشدم لطف کن بلالم کن....
***** ****** ***** ***** ***** ***** *****
بـِسـْمِ اللّهِ الرَّحـْمـنِ الرَّحیمَِ
مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَی عَلَی سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا ﴿۲۹﴾
محمد [ص] پیامبر خداست و کسانی که با اویند بر کافران سختگیر [و] با همدیگر مهربانند آنان را در رکوع و سجود میبینی فضل و خشنودی خدا را خواستارند علامت [مشخصه] آنان بر اثر سجود در چهرههایشان است این صفت ایشان است در تورات و مثل آنها در انجیل چون کشتهای است که جوانه خود برآورد و آن را مایه دهد تا ستبر شود و بر ساقه های خود بایستد و دهقانان را به شگفت آورد تا از [انبوهی] آنان [خدا] کافران را به خشم دراندازد خدا به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند آمرزش و پاداش بزرگی وعده دادهاست (۲۹)
"آیه ی 29 سوره ی فتح"
- ۲.۸k
- ۱۶ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط