عشق دردناک۵
کوک_به سمت روستا رفتم
رسیدم
از ماشین پیاده شدم و رفتم سمت
رود نامسان
/😑نمیدونم رود نامسان دقیقا کجای کره هست ولی خب بخاطر شرایط ربط دادم😶شمام تصور کنین که رود نامسان توی بوسان هست حالا😅/
که صدای یک دخترو که با صدای جیغ جیغو داد و فریاد میکشید و اهنگ میخوند و فین فین میکرد و عوع و عوق میکرد کلا ریخته بود به همو شنیدم
رفتم سمتش
که دیدم یک دختر باحجاب نشسته و داره خودشو بلانسبت جرر میده
توی اب داشت خودشو سیله میزد بعدش مشخص بود انقدر گریه کرده که باعث میشد بگه عوع و بعدشم
دوباره از اول.
رفتم سمتش منو که دید سنکوپ کرد
اولش فکر کردم اینم مثل بقیه منو
ایدل سکسی بیگ هیت
میشناستم
ولی خیر انگار نه انگار
کوک_سلام
=چیکارم دارین
/مشخص بود اهل کشور های عربیه😶/بدبخت مثلا نمیدونه که ایران کشور پارسی هست نه عرب😑/
کوک_حالتون خوبه
=فین فین .خیرمممم .خیررررر.عوع
/بعد اینکه سرم داد زد بالا اورد ولی این بار خون پمپاژ کرد ته دلم ریخت زود برداشتمش لاغر بود من عاشق دخترای ریز و ناز بودم .اه کوک این چه تفکراتیه پسر دیوونه.
سریع رفتم سمت خونه ی کیم نانا
کیم نانا رو صدا زدم نبود اه .
توی یکی از اتاقا رفتم .
_هی دختره اسمت نمیدونم چیه ولی صدامو میشنوی جواب بده
/از حال رفته بود ولی از دهنش خون میومد دلو زدم به دریا شاید حالت خفگی اومده زود دلو زدم به دریا
لبمو به لباش که خونی شده بود نزدیک کردم
تنفس مصنوعی دادم
طمع خونو میچشیدم ولی باز ادامه میدادم
تا اینکه پاشد و روی لباسم عوق زد و کل سرو صورتم و لباسم خونی شد
_هیش هیش اروم باش مواطبتم چیزی نیست اروم باش
=اگه بهم برسن چی
_کی کی بهت برسه
=حالممم ب..بده/با لکنت بخونین/
_نه نه حالت خوبه مطمئنم کوچولو
=او.ا.وناااا میمی یم یان منو بگیرن.
_نترس نمیذارم .کسی بهت اسیب بزنه
=ل لباستو ک ک کثی یفتتو زوردکب/مثلا تنش به لرزه افتاد حالا🙂/
_کوچولو حرف نزن میدونم باشه الان عوض میکنم.حالا بهم بگو اسمت چیه اهل کدوم کشوری ایم/این قسمتو کوک نانازی گفت🐰/
.
=ای ای ایراااانی ااممی
_واقاااا/ذوق مرگ شد🐰
=اس اسمم اممم سمم ه ههلللنه
_هلنن؟
=هیم
_سن
/انگار زود پیش رفتم چون تا بیاد سنشو بگه باز بالا اورد .انگار بد بالا اورد که خودش که هیچ منم دستام به لرزه افتاد بردمش حموم ۱ ساعت فقط عوق میزد از حال میرفت و از این چیزا تا اینکه لباسشو با بدبختی و اینا دراوردم و عوض کردم بعدش بردم اتاق درازش کردم روی لحاف
نمیدونم چی ولی وقتی میذاشتمش دستش روی گردنم قرار گرفت
بدنم
گر گرفت
لباشو بوسیدم وای نه کوک این حس دیگه نباید بعد اون اتفاق بیوفته
زود دور شدم ازش و از اتاق بیرون اومدم
یادم نمیره زود گذشت ولی انگار همین دیشب بود
اون روزی که توی تخت کنار هم جولان میدادیم
اه کوک ولش کن بسه بسههه
/این مسئله مسئله ی دوست دختر کوک هست که توی قسمتای دیگه اشاره خواهرم کرد😆/
/پاشدم و ظرف ناز چینی رو برداشتم و کوبیدم دیوار
صداش در اومد مثل اون روز اون روزم همه چی بهم ریخت .نیمدونستم دارم چیکار میکنم رفتم اتاق و دو دستمو روی بازوی اون عوضی حس اون روز و داشتم
که یکهو قیافه ی مظلوم هلن روبروم اومد
=چیزی..ی...ی. ش.ش ودهه
_ببخشید واقا ببخشید برو دراز بکش کوچولو منو ببخش
=با ..بباشه
😏تا قسمتای دیگه
رسیدم
از ماشین پیاده شدم و رفتم سمت
رود نامسان
/😑نمیدونم رود نامسان دقیقا کجای کره هست ولی خب بخاطر شرایط ربط دادم😶شمام تصور کنین که رود نامسان توی بوسان هست حالا😅/
که صدای یک دخترو که با صدای جیغ جیغو داد و فریاد میکشید و اهنگ میخوند و فین فین میکرد و عوع و عوق میکرد کلا ریخته بود به همو شنیدم
رفتم سمتش
که دیدم یک دختر باحجاب نشسته و داره خودشو بلانسبت جرر میده
توی اب داشت خودشو سیله میزد بعدش مشخص بود انقدر گریه کرده که باعث میشد بگه عوع و بعدشم
دوباره از اول.
رفتم سمتش منو که دید سنکوپ کرد
اولش فکر کردم اینم مثل بقیه منو
ایدل سکسی بیگ هیت
میشناستم
ولی خیر انگار نه انگار
کوک_سلام
=چیکارم دارین
/مشخص بود اهل کشور های عربیه😶/بدبخت مثلا نمیدونه که ایران کشور پارسی هست نه عرب😑/
کوک_حالتون خوبه
=فین فین .خیرمممم .خیررررر.عوع
/بعد اینکه سرم داد زد بالا اورد ولی این بار خون پمپاژ کرد ته دلم ریخت زود برداشتمش لاغر بود من عاشق دخترای ریز و ناز بودم .اه کوک این چه تفکراتیه پسر دیوونه.
سریع رفتم سمت خونه ی کیم نانا
کیم نانا رو صدا زدم نبود اه .
توی یکی از اتاقا رفتم .
_هی دختره اسمت نمیدونم چیه ولی صدامو میشنوی جواب بده
/از حال رفته بود ولی از دهنش خون میومد دلو زدم به دریا شاید حالت خفگی اومده زود دلو زدم به دریا
لبمو به لباش که خونی شده بود نزدیک کردم
تنفس مصنوعی دادم
طمع خونو میچشیدم ولی باز ادامه میدادم
تا اینکه پاشد و روی لباسم عوق زد و کل سرو صورتم و لباسم خونی شد
_هیش هیش اروم باش مواطبتم چیزی نیست اروم باش
=اگه بهم برسن چی
_کی کی بهت برسه
=حالممم ب..بده/با لکنت بخونین/
_نه نه حالت خوبه مطمئنم کوچولو
=او.ا.وناااا میمی یم یان منو بگیرن.
_نترس نمیذارم .کسی بهت اسیب بزنه
=ل لباستو ک ک کثی یفتتو زوردکب/مثلا تنش به لرزه افتاد حالا🙂/
_کوچولو حرف نزن میدونم باشه الان عوض میکنم.حالا بهم بگو اسمت چیه اهل کدوم کشوری ایم/این قسمتو کوک نانازی گفت🐰/
.
=ای ای ایراااانی ااممی
_واقاااا/ذوق مرگ شد🐰
=اس اسمم اممم سمم ه ههلللنه
_هلنن؟
=هیم
_سن
/انگار زود پیش رفتم چون تا بیاد سنشو بگه باز بالا اورد .انگار بد بالا اورد که خودش که هیچ منم دستام به لرزه افتاد بردمش حموم ۱ ساعت فقط عوق میزد از حال میرفت و از این چیزا تا اینکه لباسشو با بدبختی و اینا دراوردم و عوض کردم بعدش بردم اتاق درازش کردم روی لحاف
نمیدونم چی ولی وقتی میذاشتمش دستش روی گردنم قرار گرفت
بدنم
گر گرفت
لباشو بوسیدم وای نه کوک این حس دیگه نباید بعد اون اتفاق بیوفته
زود دور شدم ازش و از اتاق بیرون اومدم
یادم نمیره زود گذشت ولی انگار همین دیشب بود
اون روزی که توی تخت کنار هم جولان میدادیم
اه کوک ولش کن بسه بسههه
/این مسئله مسئله ی دوست دختر کوک هست که توی قسمتای دیگه اشاره خواهرم کرد😆/
/پاشدم و ظرف ناز چینی رو برداشتم و کوبیدم دیوار
صداش در اومد مثل اون روز اون روزم همه چی بهم ریخت .نیمدونستم دارم چیکار میکنم رفتم اتاق و دو دستمو روی بازوی اون عوضی حس اون روز و داشتم
که یکهو قیافه ی مظلوم هلن روبروم اومد
=چیزی..ی...ی. ش.ش ودهه
_ببخشید واقا ببخشید برو دراز بکش کوچولو منو ببخش
=با ..بباشه
😏تا قسمتای دیگه
۱۰.۹k
۱۳ تیر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.