{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست

چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست
تا درد عاشقی نچشد مرد مرد نیست

آغاز عشق یک نظرش با حلاوتست
انجام عشق جز غم و جز آه سرد نیست

عشق آتشی ست در دل و آبی ست در دو چشم
با هر که عشق جفت ست زین هر دو فرد نیست

شهدیست با شرنگ و نشاطی‌ست با تعب
داروی دردناکست آنرا که درد نیست

آنکس که عشق بازد و جهان بازد و جهان
بنمای عاشقی که رخ از عشق زرد نیست
دیدگاه ها (۱)

سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دوا باش...

سینه تا نفسی هست بی‌قرار تُ أم

عشق یعنی بمیری در هوای یک نفر،مرده باشی جان بگیری،با صدای یک...

دلم باران، کمی گیلان ،شمیم یاس میخواهدشبی آرام و یک فنجان،رف...

چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیستتا درد عاشقی نچشد مرد مرد ...

چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیستتا درد عاشقی نچشد مرد مرد ...

چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیستتا درد عاشقی نچشد مرد مرد ...

چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیستتا درد عاشقی نچشد مرد مرد ...

عاشقانه

#شعر_قدیمی 🍃قدر اهل درد صاحب درد می‌داند که چیستمرد صاحب‌درد...

دل فارغ ز درد عشق، دل نیستتن بی‌درد دل جز آب و گل نیستز عالم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط