{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حیفا که لبت را به سخن باز نکردم

حیفا که لبت را به سخن باز نکردم
پشت سر هم بوسه پس انداز نکردم

مثل پر پروانهٔ چسبیده به پیله
در حسرت تو پوسیدم و پرواز نکردم

در حسرت آغوش تو میسوزم و حق است
این آخر راهی است که آغاز نکردم

بوسیدن روی تو، چه با فال و چه بی فال
کاری است که با حافظ شیراز نکردم

آنقدر عزیزی که به غیر از تو کسی را
با یک غزل ساده سرافراز نکردم
دیدگاه ها (۲)

نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاستمرا افکنده در تنگی که نام...

خدایاااااااااااا....دلم می خواهد...دفتر ِ مشقم را باز کنم......

گاهی یک نگاهآنقدر مهربان است که چشم هرگز رهایش نمی کند،...""...

آســـــــمـان نـیـســتـم ...کـه هـر پــرنــده ســـهـمـی از م...

حیفا که لبت را به سخن باز نکردم پشت سر هم بوسه پس انداز نک...

حیفا که لبت را به سخن باز نکردم پشت سر هم بوسه پس انداز نک...

.....حیفا که لبت را به سخن باز نکردم پشت سر هم بوسه پس اند...

حیفا که لبت را به سخن باز نکردم پشت سر هم بوسه پس انداز نک...

حیفا که لبت را به سخن باز نکردم پشت سر هم بوسه پس انداز نک...

حیفا که لبت را به سخن باز نکردم پشت سر هم بوسه پس انداز نک...

حیفا که لبت را به سخن باز نکردم پشت سر هم بوسه پس انداز نک...

حیفا که لبت را به سخن باز نکردم پشت سر هم بوسه پس انداز نک...

حیفا که لبت را به سخن باز نکردم پشت سر هم بوسه پس انداز نکرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط