مانی پیامبر کورد :
مانی پیامبر کورد :
بخش اول
مانی , پیامبری که خاندانش اهل کُردستان بوده اند و پیروان آیینش تا قرن چهاردهم میلادی هم مانده بودند و از کشور چین به سمت کردستان تا مصر و از مصر بسوی فرانسه تا روم و اسپانیا وجود داشته اند , که بود ؟
فکر می کنم بررسی ها و نتایج در رابطه با گذشته ی آئینی کُرد , حاصل پژوهش های علمی در گذشته ی فرهنگی باستانی کُردی و تاریخ کُرد نبوده , بلکه بیشتر بر اساس واکنشی متعصبانه بوده . در ابتدای قرن گذشته , وقتی کُردها بخود آمدند , سرزمینشان به چهار-پنج بخش تقسیم شده بود و ناگهان میان سرزمین های جدید خود را دیدند که هرکدام از آن سرزمین های جدید داستان و افسانه هایی برای عظمت خود می ساختند و در همان حال هرچیز کُردی را پاک می کردند . کُرد هم مانند یتیمی بی پدر در آن بی کسی تا اطلاع جدیدی را می شنید می شد , با عجله و بی تامل خود را بدان اویزان میکرد و در نتیجه بدون هیچ پرسش و تحقیقی با عجله خود را اریایی و زرتشتی کرد و ایینش را پیامبر و ایین خود قرار داد . همانطور که بدان اشاره شد , انهم حاصل پژوهش علمی و سند تاریخی نبود , بلکه کوششی بود برای جلوگیری از تلاش کشورهای غاصب جهت انکار کردن تاریخ و فرهنگ کُردی و پر کردن خلأیی که کردها فکر می کردند در فرهنگ کُردی وجود دارد و بدینضورت نتایج حاصله بیشتر تلاشی بودند در جهت جبران کمبودی که در اصل و از ریشه کُرد این کمبود را ندارد . این باعث شده که کُردها بجای شناخت و پرداختن به آیین های اصیل موجود در خاک و سرزمین خود , این که بداند آیین های یارسان , ایزدی , علوی , دروز از کجا آمده اند و از چه می گویند و اندیشه و نظرات عرفای بزرگ کُرد را بفهمند , بدنبال چیزهایی باشد که بسیاری اوقات به کُرد مربوط نبوده و یا در ارتباط کمی با کرد باشد .
بعضی اوقات این سبب بستن درها بروی فهم ان گذشته ی غنی فرهنگی کردستان شده و این که تمام تنوع فکری گذشته ی کردستان در چند نظریه ساده و بی اساس و بی سند خلاصه شود .
#کورد
#کوردستان
بخش اول
مانی , پیامبری که خاندانش اهل کُردستان بوده اند و پیروان آیینش تا قرن چهاردهم میلادی هم مانده بودند و از کشور چین به سمت کردستان تا مصر و از مصر بسوی فرانسه تا روم و اسپانیا وجود داشته اند , که بود ؟
فکر می کنم بررسی ها و نتایج در رابطه با گذشته ی آئینی کُرد , حاصل پژوهش های علمی در گذشته ی فرهنگی باستانی کُردی و تاریخ کُرد نبوده , بلکه بیشتر بر اساس واکنشی متعصبانه بوده . در ابتدای قرن گذشته , وقتی کُردها بخود آمدند , سرزمینشان به چهار-پنج بخش تقسیم شده بود و ناگهان میان سرزمین های جدید خود را دیدند که هرکدام از آن سرزمین های جدید داستان و افسانه هایی برای عظمت خود می ساختند و در همان حال هرچیز کُردی را پاک می کردند . کُرد هم مانند یتیمی بی پدر در آن بی کسی تا اطلاع جدیدی را می شنید می شد , با عجله و بی تامل خود را بدان اویزان میکرد و در نتیجه بدون هیچ پرسش و تحقیقی با عجله خود را اریایی و زرتشتی کرد و ایینش را پیامبر و ایین خود قرار داد . همانطور که بدان اشاره شد , انهم حاصل پژوهش علمی و سند تاریخی نبود , بلکه کوششی بود برای جلوگیری از تلاش کشورهای غاصب جهت انکار کردن تاریخ و فرهنگ کُردی و پر کردن خلأیی که کردها فکر می کردند در فرهنگ کُردی وجود دارد و بدینضورت نتایج حاصله بیشتر تلاشی بودند در جهت جبران کمبودی که در اصل و از ریشه کُرد این کمبود را ندارد . این باعث شده که کُردها بجای شناخت و پرداختن به آیین های اصیل موجود در خاک و سرزمین خود , این که بداند آیین های یارسان , ایزدی , علوی , دروز از کجا آمده اند و از چه می گویند و اندیشه و نظرات عرفای بزرگ کُرد را بفهمند , بدنبال چیزهایی باشد که بسیاری اوقات به کُرد مربوط نبوده و یا در ارتباط کمی با کرد باشد .
بعضی اوقات این سبب بستن درها بروی فهم ان گذشته ی غنی فرهنگی کردستان شده و این که تمام تنوع فکری گذشته ی کردستان در چند نظریه ساده و بی اساس و بی سند خلاصه شود .
#کورد
#کوردستان
- ۱.۹k
- ۳۱ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط