{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنام خالق عشق... که دل را برده در بند

بنام خالق عشق... که دل را برده در بند

بنام حاکم حوت... پادشه رویای اسفند

سزای عشق و ایمان...صلابت مرد دوران

ز پای باید بایستد‌... درون برف و بوران

مرا اینگونه باور بود...چنین‌ست حال امروزم

اگر راوی صدایم زد، به حتم در قصه میسوزم

به سایه حس خوبی نیست...به شانه تکیه باید کرد

تورا در قصه‌ها دیدم...به عشقت سجده باید کرد

به چشمان تو محتاجم...مرا این قصه باور نیست

تو در آغوش من هستی و از عشق تو باید زیست
دیدگاه ها (۳)

بنام هیچ و جهان عدم برای صلح مینویسم به آنکه مرا با خود یکی ...

⚠️ توهین مفسد فی‌الارض و جاسوس انگلیسی جناب #شیخ_گلاسکو به #...

آشنایی با کتاب

‌روزگارا تو اگرسخت به من میگیریبا خبر باش کهپژمردن من آسان ن...

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!اعتراف کردم که عاشقم ، ...

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!اعتراف کردم که عاشقم ، ...

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!اعتراف کردم که عاشقم ، ...

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!اعتراف کردم که عاشقم ، ...

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی! اعتراف کردم که عاشقم ،...

دل کندن از تو اتفاقِ ساده‌ای نیستدر راهِ عشقت مثلِ من افتاده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط