زندگی

زندگی
مانند بومی است
که‌یک‌نقاش‌میخواهد‌برای‌
طراحی اش
من از شروع زندگانی ام
از فرط تنهایی‌
به این‌بوم‌
رنگ‌سیاه‌پاشیده‌ام
قلم‌را‌با‌بی‌رمقی‌به‌دست‌گرفته ام‌
وطرحی‌غم‌انگیز‌‌به‌آن‌زده ام
طلوع‌یک‌‌روز
معجزه‌ای‌در‌زندگی‌ام‌رخ‌داد
‌مانند‌شهاب‌سنگی‌‌‌از‌دل‌
کهکشانی‌دیگر
به‌‌سیاره‌ی‌زندگی‌ام‌فرود‌آمد
و‌هرچه‌غم‌واندوه در‌زندگی‌ام‌بود
زدود
من‌آن‌طلوع‌وآن‌معجزه‌را
هیچگاه‌فراموش‌نخواهم‌کرد
حال‌ که‌به‌‌بوم‌زندگی‌ام‌نگاه‌میکنم
‌تنها‌طراوت‌وسرسبزی‌رامیبینم
اگر‌بهار‌اتفاقی‌ناشناخته‌بود
اسم‌اورا‌برای‌اولین‌بار‌
خودم‌بهار‌میگذاشتم
اما‌حتم‌دارم
بهار‌ِمن
از‌بهار‌تقویم‌وفصل‌ها
زیباتر‌وباطراوت‌تراست
‌او‌مانند‌بارانی‌معجزه‌آسا
بر‌درخت‌زندگانی‌ام‌بارید
وجوانه‌ی‌امید‌در‌من‌جوانه‌زد
او‌بی‌شک‌زیبا‌ترین‌ونادر‌ترین
اتفاق‌درتاریخ‌بشریت‌است
من‌اعتقادی‌به‌مکتوب‌کردن‌
اتفاقات‌در‌کتاب‌های‌دست‌
نوشته‌ی‌بشرندارم
تنهااین‌برایم‌‌مهم‌است
که‌او‌دردفتر‌زندگانی‌ام‌
نقش‌بسته است
واتفاقی‌تکرارنشدنی‌
در‌‌روزگارم‌شده‌است #عین_کاف
دیدگاه ها (۱۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط