part 2

ویو ات
کوک به زور منو سوار ماشین خودش کرد و راه افتادیم.
اوایل راه هیچ حرفی نمیزدیم.
ولی بعدش کوک سر صحبت باز کرد.
کوک: چرا حرف نمیزنی؟؟
ات:خب چی بگم؟!
کوک : از دستم ناراحتی؛!
ات: نه نیستم..
کوک: هستی... قشنگ قیافت خودتو لو داده.
ات: ( خنده ) ... عاممم نه نیستم.. راست میگم دیگ گیر نده!
کوک: باش( خنده ریز)
فلش بک به موقعی که رسیدن به ویلا.
ویو تهیونگ
من به این کوک شک دارم.. چرا باید بی دلیل ات سوار ماشینش کنه؟؟. واقعا برام سواله... کاراش عجیب غریبه
.. امیدوارم چیز خاصی نباشه.




این داستان ادامه دارد.....




دروددد... میدونم دیر شد.. ببخشید... چون مدرسه باز شده و وقت خالی پیدا نمیکنم... هر هفته چهارشنبه شاید پارت بزارم.البته اگه شرطا رسیده باش... بوس بهتون. امیدوارم خوشتون اومده باشه 💕💝


شرطا ۱۵ تا لایک.
دیدگاه ها (۲)

الماس زیبای من ...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

bts

🎀🦋 پارت ۲۵ — ویو آت 🌸𐙚رفتم حموم، روتینم رو انجام دادم و بعد ...

P.1 | ....وقتی یهویی.(ساعت حدود ۹ صبح بود که بالاخره چشمام ر...

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌Jungkook«بخاطرت‌دنیا‌رو‌به‌اتیش‌میکشم‌عرو...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

part:41سو هو ماشینش رو آورد پشت ماشین جونگ کوک و finch رو (ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط