{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد
گفت فریاد نگاهم همه را وا دارد
گفتمش باغ نگاه تو هوس انگیز است
گفت هم شهد لبم موج تمنا دارد
گفتمش واژه شیرین وفا،افسانه است
گفت هرعشوه فروشی غم فردا دارد
گفتمش مزرعه عشق بسی رنگین است
گفت هنگامه بی تو چه تماشا دارد
گفتمش رنگ افق چیست بهنگام سحر
گفت ازسرخی شرمنده نشانها دارد
گفتمش راز صف آرایی انجم به سما ست
گفت پرونده آن معرکه شیدا دارد

گفتمش عطر نفسهای تو دل انگیز است
گفت انگیزه هر وسوسه دنیا دارد
گفتمش محنت هجران نگرانم سازد
گفت محبوبه آزرده چه معنی دارد...
دیدگاه ها (۲)

یک وجب از صورتت تا بوسه هایم مانده بود...شرمِ ناز گونه هایت ...

بمان با من! که نقش اصلی این داستان هستیتو در دنیای من چیزی ش...

آرامشت را بیخیال... امشب به ساز من برقص..!پاسخ بگو، پلکی بزن...

من خریدار نگاه خسته ات هستم هنوزبا همان شوریدگی دیوانه ات هس...

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد گفت فریاد نگاهم همه را وا دارد ...

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد گفت فریاد نگاهم همه را وا دارد ...

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد گفت فریاد نگاهم همه را وا دارد ...

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد گفت فریاد نگاهم همه را وا دارد ...

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد گفت فریاد نگاهم همه را وا داردگ...

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد گفت فریاد نگاهم همه را وا دارد...

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد گفت فریاد نگاهم همه را وا دارد ...

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد گفت فریاد نگاهم همه را وا دارد ...

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد گفت فریاد نگاهم همه را وا دارد ...

گفتمش گرمی آغوش تو غوغا دارد گفت فریاد نگاهم همه را وا دارد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط