چه بگویم سحرت خیر؟ تو خودت صبح جهانی
چه بگویم سحرت خیر؟ تو خودت صبح جهانی
من شیدا چه بگویم؟که تو هم این و هم آنی
به که گویم که دل از آتش هجر تو بسوخت؟
شده ای قاتل دل ؛ حیف ندانی که ندانی
همه شب سجده برآرم که بیایی تو به خوابم
و در آن خواب بمیرم که تو آیی و بمانی
چه نویسم که قلم شرم کند از دل ریش ام
بنویسم ولی افسوس نخوانی که نخوانی
من و تو اسوه ی عالم شده ایم , باب تفاهم
که من ام غرق تو و , تو به تمنای کسانی
بشنو"صبح بخیر"از من درویش و برو
که اگ۷ هم تو بمانی غم ما راح نه توانی
من شیدا چه بگویم؟که تو هم این و هم آنی
به که گویم که دل از آتش هجر تو بسوخت؟
شده ای قاتل دل ؛ حیف ندانی که ندانی
همه شب سجده برآرم که بیایی تو به خوابم
و در آن خواب بمیرم که تو آیی و بمانی
چه نویسم که قلم شرم کند از دل ریش ام
بنویسم ولی افسوس نخوانی که نخوانی
من و تو اسوه ی عالم شده ایم , باب تفاهم
که من ام غرق تو و , تو به تمنای کسانی
بشنو"صبح بخیر"از من درویش و برو
که اگ۷ هم تو بمانی غم ما راح نه توانی
- ۱.۴k
- ۳۱ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط