شور دیدارت برایم دائمی بود و مدام
شور دیدارت برایم دائمی بود و مدام
صوت زیبایت شبیه زنگِ نوتهای گرام
.
گفته بودی حاضری حرف دلم را بشنوی
با چه شوقی آمدم خود را بیندازم به دام
.
در مسیرم تا در دانشکده می آمدم
دیدمت با یک نفر هم صحبتی و هم کلام
.
حین پایین آمدن از پله ها با خنده ای
از کنارم رد شدی زیر لبی گفتی : سلام
.
اشک چشمم پرده شد پلکی تو را از من گرفت
دیدنت بر چشم من دیگر از آن پس شد حرام
.
از همان بالا خودم را پرت کردم تا پرید
این پسر از خواب عشق و قصه اش هم شد تمام
.
از قضا فردای خوابم در میان پله ها
آمدی گفتی نمی خواهم تو را والسّلام
صوت زیبایت شبیه زنگِ نوتهای گرام
.
گفته بودی حاضری حرف دلم را بشنوی
با چه شوقی آمدم خود را بیندازم به دام
.
در مسیرم تا در دانشکده می آمدم
دیدمت با یک نفر هم صحبتی و هم کلام
.
حین پایین آمدن از پله ها با خنده ای
از کنارم رد شدی زیر لبی گفتی : سلام
.
اشک چشمم پرده شد پلکی تو را از من گرفت
دیدنت بر چشم من دیگر از آن پس شد حرام
.
از همان بالا خودم را پرت کردم تا پرید
این پسر از خواب عشق و قصه اش هم شد تمام
.
از قضا فردای خوابم در میان پله ها
آمدی گفتی نمی خواهم تو را والسّلام
- ۲۷۴
- ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط