تکپارتی کوک

ا/ت: ( این چند وقته کوک بخاطر سولو دیر میاد خونه و یجی ( ۴ ساله) بخاطرش خیلی بی تابی میکنه و بهش نیاز داره)
یجی: مامان..باباچِی میاد؟( بابا کی میاد؟)
ا/ت: یکم دیگه میاد..خب؟
یجی: آخه دیل وقتله ( دیروقته)
کوک:من اومدم*
یجی: سیلاممم بابایی
کوک: پرید بغلم و منم گرفتمش*..سلام خوشگلمم ( بوسیدمش)
ا/ت: سلام..خسته نباشی..غذا خوردی؟
کوک: آره عزیزم..مرسی..دختر شیطون من چطوره؟..مراقب مامانی هستی دیگه!
یجی: آله (آره)
ا/ت: خانوم کوچولو بریم بخوابیم...( روبه کوک) تو برو رو تخت من یجی رو بخوابونم بیام*
یجی: میشه بابایی منو بخوابونه؟
کوک: من بخوابونم؟.. باشه:)
ا/ت: اما خسته ای؟!
کوک: عیب نداره :)
* صبح*
ا/ت: بخاطر خستگی هنوز بیدار نشده ( ساعت ۱۱)
یجی: مامان منل بابا لو میلخوام ( من بابا رو میخوام)
ا/ت: میدونم بزار یکم بخوابه بعد بیدارش کنیم خب؟
* ده دقیقه بعد*
یجی: من میلم بابا لو بیدال چونم* ( من میرم بابا رو بیدار کنم )
ا/ت: نهه
*
یجی: بابایی؟..بابایی بیدال شو باژی چونیم ( بیدارشو بازی کنیم).. باب...
کوک: با صدای یجی بیدارشدم و یه دفعه گرفتمش و قلقلکش دادم*.. ( خنده)
کوک: منو بیدار میکنی..تنبیهت کنمم؟
یجی: ( جیغ و خنده) نههههه
کوک: بغلش کردم*.. اوخیش میسی دختر..انرژی گرفتم..بلیم صبحونه بخولیم؟( بریم صبحونه بخوریم)
یجی: بلیمم
دیدگاه ها (۲)

تکپارتی جونگ کوک

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سناریو🎀وقتی میری خونه مامان باباش[دوست پسرتن]مامانش:خوش اومد...

P.1 | ....وقتی یهویی.(ساعت حدود ۹ صبح بود که بالاخره چشمام ر...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ___part:23

چند پارتی

پارت اولووک:مامان گشنمهنیلا:وایسا بابا بیادووک:باششوگا:سلام ...

چند پارتی (درخواستی)

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط