{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#آرومـت_میکنم . .🔥

#آرومـت_میکنم . .🔥
#پارت_1

صدای خشدارش بلند میشه

- جووون حرف بزن
میخوام صداتو بشنوم بچه!!

با بغض سعی میکنم کنارش بزنم
- تروخدا برو کنار چاعان!!

نیشخندی میزنه

با چشمای براق بو میکشه
- چه خوشبوی لیا کوچولوم

با التماس میگم
- چاعان جونم حالت بده
بعدا حرف میزنیم، الان مامان و بابا میان!!

بی اهمیت به من کار خودشو می‌کنه

- بیان!!
اصلا اونام بیان ببینن چقدر میخوامت نه؟

دستشو روی کم...رم می‌کشه
- بنظرت بابام به خواسته پسرش اهمیت میده یا دختر زنش!

عصبی جواب میدم
- اون بابای منم هست!!

بی توجه به حرفم عصبی میغره
- اون پسره کی بود؟
البته باید تشکر کنم ازش
چون اگه اون نبود من هنوزم بهت نزدیک نمیشدم

با صدای لرزون گفتم
- تو..تو دادا...ش

حرفم از دهنم در نیومده بود که با پشت دست اروم روی ل..بم کوبید

- هیسسس!!
خفه شو خفه شو لیا
من پسرعموتم!!
نه اون کوفتی که داری به زبونت میاری!

نویسنده: خودم
اصکی ممنوع
دیدگاه ها (۹)

وقتی استادت بودP:4ویو ا.ت:داشتم غر میزدم زیر لب که یک کاغذ ج...

#ددی_من| قسمت چهارم: راز پدرلیا هنوز گوشی را کنار گوشش نگه د...

برده عمارت جئون

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 11همون‌...

سناریو ایزانا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط