وقتی پریود میشه part 1

صبح روز جمعه بود.لیلی روی تختش مچاله شده بود و پتو رو تا زیر چونش بالا کشیده بود.
دل درد داشت و از شدت بی حوصلگی حتی حوصله ی جواب دادن به پیام های. جونگکوک رو هم نداشت

جونگکوک از صبح چند بار بهش زنگ زده بود ، بالاخره با نگرانی خودش به خونه ی لیلی رسوند.

_لیلی ؟عزیزم دلم ؟ کجایی تو؟

لیلی از توی اتاق با صدای ضعیفی جواب داد :

-اتاقم...

جونگکوک وارد اتاق شد و با دیدن صورت خسته ی لیلی ، اخماش از نگرانی تو هم رفت . کنار تخت نشست و مو های ریخته توی صورت لیلی رو اروم کنار زد .

_وای، قلب من ... چرا اینقدر بی حالی ،کوچولوی من ؟

لیلی لب هاش رو جمع کرد و زیر لب گفت :

-پریود شدم ... شکمم خیلی درد میکنه.

چهره ی جونگکوک فوراً مهربان شد.خم شد و پیشونی لیلی رو بوسید .

_اخییی، عشقم!بیا ببینم ، کی این دختر ناز منو اذیت کرده ؟ هان ؟ شکمت درد میکنه؟بیا بغلم ، بذار یه کم نازت کنم .

لیلی با صدای گرفته گفت:

-جونگکوک حوصله ندارم.

-باشه عزیزم ، لازم نیست حرف بزنی .
بذار کنارت باشم.

جونگکوک پتو رو مرتب کرد ، بعد پرسید :

کیسه اب گرم میخوای ؟ برات چای درست کنم ؟ چیزی بخوری ؟ فقط بگو، خانوم کوچولوی من .

لیلی دستش رو از زیر پتو بیرون اورد و انگشت جونگکوک رو گرفت .

_فقط بغلم کن ...

جونگکوک لبخند ارومی زد و با احتیاط کنارش دراز کشید ، طوری که لیلی راحت باشه .
بازوش رو دور شونه هاش گذاشت و مو هاش رو نوازش کرد.

_بیا بغلم ، نفسم . من اینجام .

لیلی سرش رو روی سینه ی اون گذاشت و چشم هاش رو بست .

جونگکوک اروم زمزه کرد :
_ میدونی چقدر دوستت دارم؟ حتی وقتی اخمو میشی ، حتی حوصله ی منو نداری ، حتی وقتی می گی برو بیرون ... باز هم دلم میخواد بشینم کنارت و هی بگم قربونت برم.

لیلی با وجود دردش خندید.

_تو واقعا دیوونه ای !

جونگکوک نوک بینی اش رو آروم لمس کرد .

-اره ، دیوونه‌ی یه دختر بد اخلاق و خوشکل که الان باید حسابی نازش رو بکشم !

_جونگکوک !

_جان جونگکوک ؟😘

_حرف نزن ، بذار بخوابم

_چشم ، عزیز دلم . بخواب. منم همین جا نگهبان فرشته ی کوچولوم می مونم .

لیلی دستش رو محکم تر گرفت و خیلی زود با صدای اروم جونگکوک که براش زمزمه می کرد ، خوابش برد.

جونگکوک به صورت ارومش نگاه کرد ، پتو رو تا روی شونه هاش بالا کشید و زیر لب گفت :

_کاش میشد همه دردهای کوچولوم رو ازش بگیرم ...دوستت دارم ، لیلی من .

شرط

لایک ۶۰

کامنت ۲۰
دیدگاه ها (۱۷)

برده عمارت جئون

سناریو سانزو

درخواستی

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۳دست‌های جونگکوک هم...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟐 🎧🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «تو همیشه این‌قدر دس...

Do I love him, or do I hate him?💜 P³¹ 💜ویو جیناجونگکوک کنارم...

You are mine...⁹[ویو نیلا]با حس دلدرد شدیدی از خواب بیدار شد...

سناریووو

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟑ویو جونگکوکصدای آلارم کل ساختمان رو بر...

کپشنننننن مهمهه🚫😈عروسک من😈🔞پارت چهل و ششصدای پرنده دم پنجره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط