جان و تنم ای دوست فدای تن و جانت

جان و تنم ای دوست فدای تن و جانت
مویی نفروشم به همه ملک جهانت

شیرینتر از این لب نشیندم که سخن گفت
تو خود شکری یا عسلست آب دهانت

یک روز عنایت کن و تیری به من انداز
باشد که تفرج بکنم دست و کمانت

گر راه بگردانی و گر روی بپوشی
من می‌نگرم گوشه چشم نگرانت

بر سرو نباشد رخ چون ماه منیرت
بر ماه نباشد قد چون سرو روانت

آخر چه بلایی تو که در وصف نیایی
بسیار بگفتیم و نکردیم بیانت

هر کس که ملامت کند از عشق تو ما را
معذور بدارند چو بینند عیانت

حیفست چنین روی نگارین که بپوشی
سودی به مساکین رسد آخر چه زیانت

بازآی که در دیده بماندست خیالت
بنشین که به خاطر بگرفتست نشانت

بسیار نباشد دلی از دست بدادن
از جان رمقی دارم و هم برخی جانت

دشنام کرم کردی و گفتی و شنیدم
خرم تن سعدی که برآمد به زبانت


سعدی
دیدگاه ها (۲)

جان و تنم ای دوست فدای تن و جانتمویی نفروشم به همه ملک جهانت...

کانال میم‌تیم در تلگرام: @mimteam_channel @mimteam_channel @...

ترندترین ماشین عروس های این روزا

فالو کردن این پیج = مشاهده کردن بروزترین کلیپ های دنیا

سریال شوهر مرده قسمت اول فکر کرده شوهرش سه ساله مرده

فالو کردن این پیج = مشاهده کردن بروزترین کلیپ های دنیا

وقتي چك داري و مجبوری بفروشی

فالو کردن این پیج = مشاهده کردن بروزترین کلیپ های دنیا

فالو کردن این پیج = مشاهده کردن بروزترین کلیپ های دنیا

کلبه وحشت ساختم واسش بترکونیدااااا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط