پارت: اول

پارت: اول
رمان: رویای من
ا/ت: کلاس سوم بودم که تازه با بی تی اس آشنا شده بودم و اکثر همکلاسیام آرمی بودن، من خوشم نمیومد که علاقه مند به هفت تا پسر اونم کره ای بشم همکلاسیامم خیلی داشتن شلوغش میکردن
بیشتر وقتا میگفتم که بی تی اس چیه که همه دوستش دارن اصلا هم خوشگل نیستن و آهنگاشون قشنگ نیست
یکی از اون همکلاسیام که آرمی بود با من رفت و اومد داشت و فیلم کنسرت بی تی اس رو نشونم میداد
و خوب من بازم بی تی اسو دوست نداشتم؛
ولی از کلاس پنجم به بعد یه اتفاق عجیبی افتاد....
دیدگاه ها (۷)

پارت: دورمان: رویای منا/ت: اتفاق عجیبی افتاد یعنی اتفاقی که ...

پارت: چهاررمان: رویای منا/ت: اوه من مشکلی باهاش ندارم هرکاری...

دوستان خوب بخونین(توجه شما رو به لینو توت فرنگی میدم)

داستان آرمی شدنمون خواسته بودید

خب دوستان من تو این پست اومدم تا یه اعترافی بهتون بکنم!

نقاب دار مشکی

داستان (چطوری استی فن شدم)

خب بچها اول از همه باید یه چیزی بهتون بگم

من هیچ وقت خودم رو دوست نداشتم مشکلات زیاد بود شاید من سخت م...

بیاین انسان باشین من خیلی وقتا میبینم میاین تو ناشناس هیت می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط