{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تهیونگ ویو

تهیونگ ویو
درو که باز کردم با دیدن کسی که جلومه از عصبانیت قرمز شدم اون پدرم بود
ادمین
این مرده پدر ناتنیه تهیونگ هست و باعث شد تهیونگ انقدر سرد و بیروح بشه بقیش هم تو ادامه می‌فهمید
تهیونگ. تو اینجا چه غلطی میکنی
پدر ناتنی رو با پ.ن نشون میدم
پ.ن. با بزرگترت درست حرف بزن
تهیونگ. مرده شور بزرگتری رو ببرن که مثل ت. باشه
پ.ن.زبان از کی باز شد
تهیونگ. از اون موقعی که پدرمو جلو چشم خودم کشتی و مادرم رو اذیت میکردی (انتظار نداشتید )
ادمین
این مرده پدر تهیونگ رو میکشه و خودشو به مامان تهیونگ نزدیک میکنه که مال و اموالشان رو بالا بکشه که تهیونگ نمیزاره
پ.ن.پدرت زیاد دیگه عمر کرده بود و مادرت هم نافرمانی می‌کرد
تهیونگ. خفه شو .با عربدهههههههه خیلی بلند...
ات ویو
بعد از اینکه از بیمارستان مرخص شدم رفتیم خونه تو خونه یه مردی بود مثل اینکه پدر ناتنی بود همینطور که داشتن بحث می‌کردند که تهیونگ.........
لایک و کامنت
دیدگاه ها (۴)

که تهیونگ اسلحهشو درآورد و یه تیر زد تو سر مرده ات. جیغغغغغغ...

پرش به مهمونی ات ویو در خونه رو زدن دیدم دوتا خانم مسن و دوت...

سلام بچه ها چطورید من امتحانام تمام شد بلخره یه پارت الان نز...

تهیونگ رفت پیش ات ولی ات غرق خون رو ی زمین افتاده بود تهیونگ...

p18P15بورام:خوشمزه بودن لواشک به ترش بودنش هس دیگه*بعد چند د...

رمان دریای عشق پارت ۱۱( جهش زمانی به دیشب ) ویو جونگ کوک جون...

(پارت سوم )to mal mani ویو الیزابت*وانی منو رسوند خونه و خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط