پارت ۴

واکس وارد خونه الستور شد و از تعجب به فکر فرو رفت
الستور:ببین اینو میخواستم بدم بهت
اون چی بود؟بزار بگم یه کادو بود که خود الستور درست کرده بود یه گل بود.
واکس:ممنونم الستور خیلی خوشگله
الستور:شب باید بمونی!
واکس:باشه
شب شد‌...
الستور:تو رو تخت من بخواب منم رو زمین
واکس:باشه
واکس از رو تخت قِل خورد و افتاد رو الستور
الستور:چ..ی
واکس چون تو خواب بود فکر کرد الستور پتوئه و بغلش کرد
الستور:...
.
.
.
.
.
ادامه دارد
دیدگاه ها (۵)

واکس حتی به الستور نگاه هم نکرد. مستقیم رفت سمت لوسیفر. لوسی...

فصل اول قسمت ۴برج وی اون طرف واکس الستور رو میبره تو اتاق کن...

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.ویو تهیونگ:از حرفش تعجب...

dark life = 40

⏰ سحرخیزی در ۵ قدم کوتاه:۱. شب زود بخوابسحرخیزی بدون خواب کا...

سرنوشت پارت (۱۲)

اسم داستان: عشق دیرینه 💗 پارت: 7(پارت اخر) واکس تفنگش را ب...

چان برادر ناتنی تو بود و ازت پنج سال بزرگتر بود قدش ۱۸۷ بود ...

رمان عشق ممنوع

پارت ۲۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط