{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار بود پاییز برگردی

قرار بود پاییز برگردی
گفتی که حالت باز خوب میشه
من تو همون خیابون ایستادم
کجایی پس داره غروب میشه
میترسم از نگاه این مردم باید نذاری مشتمون وا شه
یه جوری پیدا کن منو شاید این آخرینه پاییز من باشه
داره زمستون میرسه چرا نمیرسی
نگاه من دلواپسه چرا نمیرسی
سردمه تو بارون میخوام دستامو ها کنی
از گریه با چتره خودت منو جدا کنی
اگه خودت اینو نمیگفتی به دیدنه تو دل نمیبستم
چند ساله تو راه افتادی چند ساله من منتظرت هستم
داره زمستون میرسه چرا نمیرسی
نگاه من دلواپسه چرا نمیرسی
سردمه تو بارون میخوام دستامو ها کنی
از گریه با چتره خودت منو جدا کنی , منو جدا کنی
دیدگاه ها (۱)

به رفتن های تو عادت داشتم هر بار که میرفتی تنهایی رو صدا میز...

ساده بود برات بگیاین آخرین فرصته منهنگاه آدما که طعنه میزنه ...

آدمیزاد گاه در زندگانی به جایی می رسد که دیگر نمی تواند هیچ ...

خدایا ... دلم را کسانی شکستند که هرگز راضی به شکستن دلشان ن...

لونا: من لوازم آرایشی می‌خوامیونگی: باشهلونا: خب همین رژلب ک...

امشب وقتی اسمون رو نگاه میکنم تو رو میبینم تو اسمون که دار...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

The Little Witness(شاهد کوچک )Part:5ا.ت:بعد به دنیا اومدن یو...

دختر کوچولوم

قسمت ۸(بخش دو)

دوپارتی هیونجین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط