gray with the blue eyes S2 P1
دوری سخته... خیلی سخته مخصوصا اگه... اگه از کسی که عاشقشی دور باشی. فرقی نمیکنه چند روز... چند ماه... یا چند سال پیش اون یه نفر بودی فقط مهم اینه که عاشقی کاری میکنه تو یک دقیقه هم نتونی بدون اون بگذرونی. چه برسه به چند سال.
چند سالی که حتا ازش خبر نداشته باشی اونو ندیده باشی... اصلا ندونی زنده اس یا نه!
بیمارستان مخفی مافیا. اتاق 254.
☆(دلم واقعا براش تنگ شده... واسه چشمای آبی رنگش که الان مدت هاست ندیدمش. اون عاشق یکی دیگه اس ولی من عاشق اون. آره! من عاشقشم خیلی وقته، خیلی وقته که نتونستم صدای نرم و لطیفشو بشنوم. همیشه صداش تو گوشم بوده ولی..... آرزومه یه بار هم که شده این صدا به من بگه دوستت دارم. اون لبای رنگیه قشنگش خیلی وقته که خشک و بیرنگ شده.زیر چشماش که همیشه سفید بود خیلی وقته که سیاه شده.)
☆مال هرکی باشی مال من نیستی.اینو چند ساله که میدونم تو قرار نیست یه بار هم با من باشی. ولی خیلی دلم میخواد با اون صدای قشنگت برام بخونی.(با بغض میگه)
حرفاش همه پر از درد بود و مطمئن بود بیهوش بودن دختر برای ماه ها باعث نمیشه حرفاشو نشنوه... نه وقتی یه دورگه خون اشامیه!
مطمئن بود همه حرفاشو میشنوه و برای همین بود هر وقت غمگین حرف میزد دختر اروم از چشماش اشک پایین میریخت. یا وقتی که اسم تهیونگ میومد داد میزد و شاید هم جیغ میکشید.
در اتاق باز شد و جیمین وارد شد و در رو اروم بست که دختر اذیت نشه.
$تا کی میخوای هر روز بالا سره بدن بیهوشش حرف بزنی... اون چهار ماهه که بیهوشه و جالب اینجاس در این مورد رگ خون آشامیش فعال نمیشه که بتونه بیدار شه. از طرفی هم باید بابت اینکه رگ خون اشامیش فعال نمیشه ممنون بودن از باعث و بانیش چون ممکن بود دوباره مثل چند ماه پیش قبل از رفتن تهیونگ بهم میریخت و دیگه نمیشد کنترلش کرد!
☆بیا بریم بیرون حس میکنم داره اذیت میشه.
$میدونم که خون اشاما وقتی یه بار عاشق بشن دیگه اون یه نفر تغییر نمیکنه اما... مطمئنی که ازش دل نمیکنی؟ اون عاشق یکی دیگه اس.
☆ولی همیشه پدرم بهم میگفت حتا اگه رئیس بهمون بگه که اون یه نفر عاشقت نمیشه بازم احتمال داره بتونی کاری کنی که این اتفاق برعکس بیفته.
فلش بک 600 سال پیش: دنیای خون آشام.
مادر جونگکوک: م. ج. پدر جونگکوک: پ. ج. جونگکوک: ☆
☆پدر..؟ عاشق شدن یعنی چی؟
پ. ج: عاشق شدن؟؟؟ خب... تو وقتی بیش از حد نگران، مراقب، مهربون و خوش اخلاق هستی اونم فقط برای یه نفر...... وقتی، وقتی یکی رو بیش از حد دوست داشته باشی یا براش گریه کنی یعنی عاشقی!
☆پس شما برای مادر گریه کردید که عاشقش شدید؟
پ. ج: ههه(خنده اروم) نه پسرم... ولی خیلی دوسش دارم.
☆اگه مادر کنار شما نمیموند، ناراحت میشدید؟
پ. ج: خب معلومه ولی اینو بدون... اگه رئیس بزرگ هم بهت بگه اون یه نفر عاشقت نمیشه بازم احتمال داره بتونی کاری کنی که این اتفاق برعکس بیفته.
☆......... .
پ. ج: اینا رو برای چی میپرسی پسر جون؟ عاشق شدی؟
☆نه فقط از آقا بزرگ (پدر بزرگ) شنیدم عاشق شدن حس قشنگیه خواستم معنیش رو بدونم.
م. ج: خیل خب خیل خب... شلوغش نکنید تو هنوز برای عاشق شدن کوچیکی پسرم.
☆مگه حتما باید تو یه سن مشخص عاشق شد؟
پ. ج:.......(زمزمه طور) نه تو حتا امکان داره عاشق کسی بشی که هنوز رو زمین وجود نداره.!
پایان فلش بک.
ادامه دارد......
اینم از پارت یک فصل دوممممممم. بچه ها از فیک بازی عشق بهتون گفتم دیگه دوستم داره مینویسه ولی الان بیمارستانه نمیتونه سریع کاملش کنه معذرت.
امیدوارم از این پارت خوشتون بیاد💕💘
چند سالی که حتا ازش خبر نداشته باشی اونو ندیده باشی... اصلا ندونی زنده اس یا نه!
بیمارستان مخفی مافیا. اتاق 254.
☆(دلم واقعا براش تنگ شده... واسه چشمای آبی رنگش که الان مدت هاست ندیدمش. اون عاشق یکی دیگه اس ولی من عاشق اون. آره! من عاشقشم خیلی وقته، خیلی وقته که نتونستم صدای نرم و لطیفشو بشنوم. همیشه صداش تو گوشم بوده ولی..... آرزومه یه بار هم که شده این صدا به من بگه دوستت دارم. اون لبای رنگیه قشنگش خیلی وقته که خشک و بیرنگ شده.زیر چشماش که همیشه سفید بود خیلی وقته که سیاه شده.)
☆مال هرکی باشی مال من نیستی.اینو چند ساله که میدونم تو قرار نیست یه بار هم با من باشی. ولی خیلی دلم میخواد با اون صدای قشنگت برام بخونی.(با بغض میگه)
حرفاش همه پر از درد بود و مطمئن بود بیهوش بودن دختر برای ماه ها باعث نمیشه حرفاشو نشنوه... نه وقتی یه دورگه خون اشامیه!
مطمئن بود همه حرفاشو میشنوه و برای همین بود هر وقت غمگین حرف میزد دختر اروم از چشماش اشک پایین میریخت. یا وقتی که اسم تهیونگ میومد داد میزد و شاید هم جیغ میکشید.
در اتاق باز شد و جیمین وارد شد و در رو اروم بست که دختر اذیت نشه.
$تا کی میخوای هر روز بالا سره بدن بیهوشش حرف بزنی... اون چهار ماهه که بیهوشه و جالب اینجاس در این مورد رگ خون آشامیش فعال نمیشه که بتونه بیدار شه. از طرفی هم باید بابت اینکه رگ خون اشامیش فعال نمیشه ممنون بودن از باعث و بانیش چون ممکن بود دوباره مثل چند ماه پیش قبل از رفتن تهیونگ بهم میریخت و دیگه نمیشد کنترلش کرد!
☆بیا بریم بیرون حس میکنم داره اذیت میشه.
$میدونم که خون اشاما وقتی یه بار عاشق بشن دیگه اون یه نفر تغییر نمیکنه اما... مطمئنی که ازش دل نمیکنی؟ اون عاشق یکی دیگه اس.
☆ولی همیشه پدرم بهم میگفت حتا اگه رئیس بهمون بگه که اون یه نفر عاشقت نمیشه بازم احتمال داره بتونی کاری کنی که این اتفاق برعکس بیفته.
فلش بک 600 سال پیش: دنیای خون آشام.
مادر جونگکوک: م. ج. پدر جونگکوک: پ. ج. جونگکوک: ☆
☆پدر..؟ عاشق شدن یعنی چی؟
پ. ج: عاشق شدن؟؟؟ خب... تو وقتی بیش از حد نگران، مراقب، مهربون و خوش اخلاق هستی اونم فقط برای یه نفر...... وقتی، وقتی یکی رو بیش از حد دوست داشته باشی یا براش گریه کنی یعنی عاشقی!
☆پس شما برای مادر گریه کردید که عاشقش شدید؟
پ. ج: ههه(خنده اروم) نه پسرم... ولی خیلی دوسش دارم.
☆اگه مادر کنار شما نمیموند، ناراحت میشدید؟
پ. ج: خب معلومه ولی اینو بدون... اگه رئیس بزرگ هم بهت بگه اون یه نفر عاشقت نمیشه بازم احتمال داره بتونی کاری کنی که این اتفاق برعکس بیفته.
☆......... .
پ. ج: اینا رو برای چی میپرسی پسر جون؟ عاشق شدی؟
☆نه فقط از آقا بزرگ (پدر بزرگ) شنیدم عاشق شدن حس قشنگیه خواستم معنیش رو بدونم.
م. ج: خیل خب خیل خب... شلوغش نکنید تو هنوز برای عاشق شدن کوچیکی پسرم.
☆مگه حتما باید تو یه سن مشخص عاشق شد؟
پ. ج:.......(زمزمه طور) نه تو حتا امکان داره عاشق کسی بشی که هنوز رو زمین وجود نداره.!
پایان فلش بک.
ادامه دارد......
اینم از پارت یک فصل دوممممممم. بچه ها از فیک بازی عشق بهتون گفتم دیگه دوستم داره مینویسه ولی الان بیمارستانه نمیتونه سریع کاملش کنه معذرت.
امیدوارم از این پارت خوشتون بیاد💕💘
- ۱۰.۱k
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط