#Ano_mega_and_an_alpha_in_love

#Ano_mega_and_an_alpha_in_love
part.17
+شت. گریه نکن. میرم اون جئون لعنتی رو به فاک میدم.
-کی رو میخوای به فاک بدی، پرستار کیم؟
تهیونگ با شنیدن صدای جونگکوک اونم دقیقا کنار گوشش لحظه ای شوکه شد و بعد آماده برای نبرد تن به تن بود. میخواست از بچه محافظت کنه که دامبی از بغلش بیرون اومد و با صدای بلند خندید.
تهیونگ متعجب به بچه نگاه کرد. اولین بار بود که لبخندش رو میدید. چقدر شبیه جونگکوک بود.
و اینکه وات د فاک؟ چرا داشت میخندید؟
+شما خیلی کیوتید آقا.
دامبی گفت.
تهیونگ سوالی به جونگکوک نگاه کرد که دکتر رو به روش هم ریز ریز خندید و دستش رو برای پسرش باز کرد.
-چرا هیونگ رو اذیت میکنی فرشته؟ اگه باور میکرد من واقعا آدم عوضی ایم چی؟
دامبی خودش رو توی آغوش پدرش انداخت و دوباره خندید.
+هیچکس باور نمیکنه تو یه عوضی باشی آپا، به جز ایشون. میخواست برام گریه کنه.
جونگکوک بلند خندید و گونه ی پسرش رو کشید.
و تهیونگ؟ داشت تقریبا آتیش میگرفت.
تا حالا تا این حد دلش نمیخواست یه ماشین زیرش کنه.
باورش نمیشد انقدر راحت یه بچه بازیش داده.
با حرص از جاش بلند شد و آشغال کیک و آب میوه رو توی سطل آشغال انداخت و از کنار اون پدر و پسر رد شد که جونگکوک آروم زمزمه کرد:
-تو اولین کسی هستی که وقتی گفت قراره به فاکم بده، ازش عصبانی نشدم، پرستار کیم.
و بعد همراه پسرش از اونجا دور شد و تهیونگِ شوکه با ضربان قلب بالاش رو اونجا تنها گذاشت.

دوستان تو پارت های قبل گفتم اون بچه‌عه پسر خواهر کوکه . ولی اینطور نیست . معذرت میخوام🚶‍♀️
دیدگاه ها (۱۳)

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p26کوک: ته‌ته به ...

#pain#P¹¹²#Season²+ خیلی ببخشید اما امشب قرار دارم. بعد آروم...

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

# قولی_که_شکست ###پارت ۵ تهیونگ گفت : _اره .. ولی شِش هاشو ...

« 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »« پارت : اول » جونگکوک با تکون خوردن تخت ب...

𓆩 پارت ۵۳ 𓆪 🖤جیمین هنوز داشت به ات می‌خندید که گوشی‌اش زنگ خ...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 3صدای قدم های تند توی راهروی بیمارستا...

رایحه پنهانجونگ‌هیون نگاهی به تهیونگ انداخت.بعد دوباره رو به...

گمشده در روشنایی. P 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط