یکی از همکارای شهید میگفت:

یکی از همکارای شهید میگفت:

ماموریت بودیم،حجم کار و مقابله بالا بود
خیلی مهمات مصرف شد تا خدا کمک کرد و کار تموم شد.
گفتم:محسن یه مقدار مهمات دارم،بذار اینارو بزنم قبل از اینکه بریم

محسن گفت: نه نمیشه،درسته کار تموم شده ولی اینا بیت الماله و نذاشت،یه گلوله اضافه شلیک کنم.!


محسن از همین چیزای کوچیک،بزرگ شد.... ❤️🌿

#سیستان_و_بلوچستان #چابهار #نیکشهر
#وزارت_اطلاعات #شهدای_اطلاعات #شهید #شهادت #دریای_عمان #شهیدمدافع‌وطن
#آقا_مصطفی #افسر_اطلاعات #واجا #شهدای_واجا
دیدگاه ها (۶۹)

۱۲ نکته جالب از زندگی سردار شهید سلیمانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط