{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستت دارم ولی میترسم عنوانش کنم

دوستت دارم ولی میترسم عنوانش کنم
قصد دارم تا ابد چون راز پنهانش کنم

نذر کردم گر گذر از کوچه قلبم کنی
رد پایت را ببوسم جان به قربانش کنم

یا اگر حتی به خوابم سرزده ره گم کنی
سد راهت میشوم تا بوسه مهمانش کنم

کوچه را مامور کردم تا بماند دیده بان
وعده دادم گر بیایی من چراغانش کنم

جغد شوم قصه را گفتم رَود از خانه ام
جای آن بلبل بیاید تا غزل خوانش کنم

بی وفایی می کند بیداد یابم باوفا
چون در آغوشش بگیرم سخت زندانش کنم

اوشودسنگ صبوری برمن سنگ صبور
مو به مو گویم سخن محرم به اسرارش کنم
دیدگاه ها (۱)

دوستت دارم ولی میترسم عنوانش کنم قصد دارم تا ابد چون راز پنه...

دوستت دارم ولی میترسم عنوانش کنم قصد دارم تا ابد چون راز پنه...

دوستت دارم ولی میترسم عنوانش کنم قصد دارم تا ابد چون راز پنه...

دوستت دارم ولی میترسم عنوانش کنم قصد دارم تا ابد چون راز پنه...

دوستت دارم ولے میترسم عنوانش ڪنم قصد دارم تا ابد چون راز پنه...

دوستت دارم ولی میترسم عنوانش کنم قصد دارم تا ابد چون راز پنه...

دوستت دارم ولیمیترسم عنوانش کنمقصد دارم تا ابدچون راز پنهانش...

دوستت دارم ولی میترسم عنوانش کنم قصد دارم تا ابد چون راز پنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط