زرتشت و دین زرتشتی ، حکمت ایران باستان
معجزات زرتشت
او را بارها در آتش انداختند ولی نسوخت . سرب داغ بر بدنش ریختند ولی هیچ لطمه ای ندید . حتی برای دفع دشمنانش ، خود بارها دست به خودکشی زده ولی کمترین آسیبی ندید.
روایت است که بهمراه مریدانش بر روی آب راه می رفته است و بسیاری اعمال خارق العاده انجام میداده و بسیار بیماران را شفا نموده است .
مرگ زرتشت
مرگ زرتشت نیز همچون مسیح (ع) به دو گونه روایت شده است یکی کشته شدن بدست تورانیان و دیگری عروج به آسمان .
بین شخصیت و زندگانی زرتشت و ایلیای نبی در تورات شباهت عجیبی وجود دارد که بس قابل تأمل می باشد.
شخصیت زرتشت
در دائرة المعارف های جهان و نیز در نزد بسیاری از مذاهب دیگر بعنوان یک فیلسوف، یک منجم ، یک طبیب شفا بخش روحانی، یک صنعتگر ماهر، یک جادوگر بزرگ و نهایتاً گاه بعنوان یک پیامبر شناخته شده است همچنین بعنوان یک جنگجوی پهلوان .
دشت مغان
حدود دوهزار سال قبل از میلاد مسیح قومی آریائی در آذربایجان و خاصه در منطقه دشت «مغان» می زیستند که «مغ» نامیده می شدند که عموماً دارای قدرت خارق العاده روحی (فرّ ایزدی) بودند و زرتشت از میان همان قوم برخاست و مُغ مغان لقب گرفت و کامل کننده فرّ ایزدی و ظهور کمال قدرت معنوی این قوم بود .
مغ به معنای جادوگر نیز بوده است که قدرت خارق العادۀ خود را صرف امور خیر می نموده است و گوئی مغ هائی هم بوده که بوسوسه اهریمنی دچار شده و به شرارت می گرائیده اند که به معنای «جادوی سیاه» بوده است. این واژه به یونان نیز رسید و به همان لفظ بکار رفته و میرود که magu یا magic می باشد که به معنای جادو و جادوگر است که بهرحال دال بر نفوذ مذهب زرتشت در اروپاست.
فصل «گاتها» در اوستا
و اما دربارۀ اوستا، باور اکثر محققان بر این است که فصل «گاتها» معتبرترین بخش اوستا می باشد و به احتمال بسیار بایستی از سخنان زرتشت باشد و دارای حکمت هائی ماندگار و معقول می باشد.
در این فصل در هر جمله و بلکه هر واژه ای معنای دوگانۀ اهورا مزدا و اهریمن حضور دارد.
این مسئله به لحاظ حکمت نشان می دهد که کاشف دیالکتیک و تضاد نه یونانیان بلکه ایرانیان بوده اند و لذا همه دانشمندانی که از یونان به ایران سفر می کردند دیالکتیکی می شدند.
ارسطو و حکمت مغانه
ارسطو گروهی از شاگردان نخبه خود را بهمراه سپاه اسکندر به ایران فرستاد تا حکمت و کیمیا و جادوگری را بیاموزند و به یونان برند و سپس همه کتابهای ایرانیان را بسوزانند تا این علم فقط در نزد یونانیان بماند.
او پنداشته بود که مغانه (کرامت و فرّ ایزدی) علمی اکتسابی و یا فنی دزدیدنی است.
از همین نکته می توان بر ماهیت استادش یعنی ارسطو پی برد که او را مأمور فتح جهان و اشاعۀ فلسفه یونانیان ساخته بود.
در گاتها بوضوح درک می شود که اهورامزدا و روشنائی و نیکی در یکسو قرار دارد و اهریمن و تاریکی و شرارت در طرف دیگر.
هر که به جناح اول پیوندد پیروز می شود. پس بوضوح می توان توحید را فهم نمود که اهریمن در نقطه مقابل و ضدّ اهورامزدا نیست بلکه محکوم به شکست و ابطال است .
این برخی از دانشمندان یونانی بودند که دین زرتشت را تعبیر به ثنویت و حکمت دیالکتیکی نمودند تا مطابق خدایان اسطوره ای یونان باشد.
معاد و رستاخیز در دین زرتشتی
در گاتها مسئله معاد بسیار شبیه مذاهب ابراهیمی بوضوح درک می شود و اینکه انسان در حیات پس از مرگ بر قلمرو روان و نیات اعمالش وارد می شود.
مسئله دوزخ و بهشت و برزخ نیز بوضوح درک می شود که البته در مغ های پس از زرتشت و آثارشان همچون «ارداویرافنامه» و اندیشه های بجای مانده از مانی و مزدک واضح تر گشته است.
معاد زرتشتی نیز همچون معاد در مذاهب ابراهیمی می باشد و دقیقاً به معنای زنده شدن جمیع مردگان می باشد که به معنای «رستاخیز» است و مترادف با «قیامت کبری» در قرآن .
بدین لحاظ حکمت و غایت شناسی زرتشت به پیامبران ابراهیمی بسیار نزدیکتر می نماید تا جهان شناسی و معاد در مذاهب هند و چین.
اصول دین زرتشت
«نیکی» محوری ترین ارزش در حکمت و شریعت زرتشت می باشد که کلّ این دین را در شعار سه گانه ای خلاصه میکند:
پندار نیک ، کردار نیک و گفتار نیک.
«نیکی» در اخلاق زرتشتی عین نبرد برعلیه اهریمن است که جهان توهّمات و تاریکی و تردید و دغدغه ها می باشد و حرکت بسوی روشنی که جایگاه اهورامزدا می باشد....
پست را کامل بخوانید در لینک زیر:
https://khanjany.org/zoroastrianism-ahuramazda
او را بارها در آتش انداختند ولی نسوخت . سرب داغ بر بدنش ریختند ولی هیچ لطمه ای ندید . حتی برای دفع دشمنانش ، خود بارها دست به خودکشی زده ولی کمترین آسیبی ندید.
روایت است که بهمراه مریدانش بر روی آب راه می رفته است و بسیاری اعمال خارق العاده انجام میداده و بسیار بیماران را شفا نموده است .
مرگ زرتشت
مرگ زرتشت نیز همچون مسیح (ع) به دو گونه روایت شده است یکی کشته شدن بدست تورانیان و دیگری عروج به آسمان .
بین شخصیت و زندگانی زرتشت و ایلیای نبی در تورات شباهت عجیبی وجود دارد که بس قابل تأمل می باشد.
شخصیت زرتشت
در دائرة المعارف های جهان و نیز در نزد بسیاری از مذاهب دیگر بعنوان یک فیلسوف، یک منجم ، یک طبیب شفا بخش روحانی، یک صنعتگر ماهر، یک جادوگر بزرگ و نهایتاً گاه بعنوان یک پیامبر شناخته شده است همچنین بعنوان یک جنگجوی پهلوان .
دشت مغان
حدود دوهزار سال قبل از میلاد مسیح قومی آریائی در آذربایجان و خاصه در منطقه دشت «مغان» می زیستند که «مغ» نامیده می شدند که عموماً دارای قدرت خارق العاده روحی (فرّ ایزدی) بودند و زرتشت از میان همان قوم برخاست و مُغ مغان لقب گرفت و کامل کننده فرّ ایزدی و ظهور کمال قدرت معنوی این قوم بود .
مغ به معنای جادوگر نیز بوده است که قدرت خارق العادۀ خود را صرف امور خیر می نموده است و گوئی مغ هائی هم بوده که بوسوسه اهریمنی دچار شده و به شرارت می گرائیده اند که به معنای «جادوی سیاه» بوده است. این واژه به یونان نیز رسید و به همان لفظ بکار رفته و میرود که magu یا magic می باشد که به معنای جادو و جادوگر است که بهرحال دال بر نفوذ مذهب زرتشت در اروپاست.
فصل «گاتها» در اوستا
و اما دربارۀ اوستا، باور اکثر محققان بر این است که فصل «گاتها» معتبرترین بخش اوستا می باشد و به احتمال بسیار بایستی از سخنان زرتشت باشد و دارای حکمت هائی ماندگار و معقول می باشد.
در این فصل در هر جمله و بلکه هر واژه ای معنای دوگانۀ اهورا مزدا و اهریمن حضور دارد.
این مسئله به لحاظ حکمت نشان می دهد که کاشف دیالکتیک و تضاد نه یونانیان بلکه ایرانیان بوده اند و لذا همه دانشمندانی که از یونان به ایران سفر می کردند دیالکتیکی می شدند.
ارسطو و حکمت مغانه
ارسطو گروهی از شاگردان نخبه خود را بهمراه سپاه اسکندر به ایران فرستاد تا حکمت و کیمیا و جادوگری را بیاموزند و به یونان برند و سپس همه کتابهای ایرانیان را بسوزانند تا این علم فقط در نزد یونانیان بماند.
او پنداشته بود که مغانه (کرامت و فرّ ایزدی) علمی اکتسابی و یا فنی دزدیدنی است.
از همین نکته می توان بر ماهیت استادش یعنی ارسطو پی برد که او را مأمور فتح جهان و اشاعۀ فلسفه یونانیان ساخته بود.
در گاتها بوضوح درک می شود که اهورامزدا و روشنائی و نیکی در یکسو قرار دارد و اهریمن و تاریکی و شرارت در طرف دیگر.
هر که به جناح اول پیوندد پیروز می شود. پس بوضوح می توان توحید را فهم نمود که اهریمن در نقطه مقابل و ضدّ اهورامزدا نیست بلکه محکوم به شکست و ابطال است .
این برخی از دانشمندان یونانی بودند که دین زرتشت را تعبیر به ثنویت و حکمت دیالکتیکی نمودند تا مطابق خدایان اسطوره ای یونان باشد.
معاد و رستاخیز در دین زرتشتی
در گاتها مسئله معاد بسیار شبیه مذاهب ابراهیمی بوضوح درک می شود و اینکه انسان در حیات پس از مرگ بر قلمرو روان و نیات اعمالش وارد می شود.
مسئله دوزخ و بهشت و برزخ نیز بوضوح درک می شود که البته در مغ های پس از زرتشت و آثارشان همچون «ارداویرافنامه» و اندیشه های بجای مانده از مانی و مزدک واضح تر گشته است.
معاد زرتشتی نیز همچون معاد در مذاهب ابراهیمی می باشد و دقیقاً به معنای زنده شدن جمیع مردگان می باشد که به معنای «رستاخیز» است و مترادف با «قیامت کبری» در قرآن .
بدین لحاظ حکمت و غایت شناسی زرتشت به پیامبران ابراهیمی بسیار نزدیکتر می نماید تا جهان شناسی و معاد در مذاهب هند و چین.
اصول دین زرتشت
«نیکی» محوری ترین ارزش در حکمت و شریعت زرتشت می باشد که کلّ این دین را در شعار سه گانه ای خلاصه میکند:
پندار نیک ، کردار نیک و گفتار نیک.
«نیکی» در اخلاق زرتشتی عین نبرد برعلیه اهریمن است که جهان توهّمات و تاریکی و تردید و دغدغه ها می باشد و حرکت بسوی روشنی که جایگاه اهورامزدا می باشد....
پست را کامل بخوانید در لینک زیر:
https://khanjany.org/zoroastrianism-ahuramazda
- ۳.۵k
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط