🔻

🔻
من خاک خورده دوستت دارم
از آن دوست داشتن هایی که
از دور پر از شوق است
از نزدیک پر از شرم
از آن دوست داشتن هایی که
بویِ ماندن می دهد
بویِ خواستن
بویِ تمیزِ عاشقی می دهد
از همان دوست داشتن هایِ خاک خورده ی رویایی
نمی دانم گفته بودم یا نه
من دور مانده ام از امروز و فردایِ این امروزی ها
و هرروز
میانِ باورهایِ پاکِ دیروز
جایی که
حرمت معنا داشت
باور مقدس بود
عشق حیا داشت
روز می گذرانم
دیدگاه ها (۱)

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

در من کسی میل به پایان دارد𐚁#ستاره_طوریرفتنِ ناگهانی، شبیهِ ...

وطن یعنی فراتر از مرزها، فراتر از نام‌ها و نقشه‌ها... وطن یع...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

جمعه‌ مبارکرفیقان جانم… 🍂🧡امروز اگر اناریبی‌هوا از دستتان غل...

روزهای بسیار دور ؛ پیرزنی بود که ؛ هر روز با قطار از روستا...

این نه ترانه، که صدایِ خُرد شدنِ استخوانِ مافیاست.در دورانی ...

پارت ۴: تقابلِ دو دنیا(پارت اخر)روزهای بعد، مثل یک ریتم تکرا...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط