اولایه تابستون بود

اولایه تابستون بود
که اومدم ویس
یه شبکه ی اجتماعی مثله بقیشون
با یه تفاوت
با آدمایی یکم واقعی تر
یکم مهربون تر
آدمایه متفاوت
ولی الان دارم آخرین پستمو میزارم
آقا مهدی پسر خوبی که هرگز فراموشش نمیکنم
آقا فرهود آقایه روانشناس که خیلیم از دسته من ناراحت نشد
از همگی از همگی معذرت میخوام
از اونایی که ناراحت کردم
از اونایی که رنجوندم
از خواهر گلم محیا خانوم که باهوم قهره
از اونایی که حرفامو شنیدن
اونایی که خوب وبدن باهام
از همگی متشکرم
واسه همگی آرزویه موفقیت میکنم
امیدوارم به هرچی تو دنیایه واقعیتون میخوان برسین
خداحافظ دوستایه گلم❤ ❤ ❤
دیدگاه ها (۵)

روزیه که..

ولی...

نان و نان خانوادگی مهم تره..

😧😧😧

هعی....😧

سکوتم..

کم خوابی برای هدفت..

برنده ها هم خسته میشن...

گاهی پاییز فقط فصلِ افتادنِ برگ‌ها نیستفصلِ آرزوهایی‌ست که د...

چطور مسیر اصلی زندگی‌مان را پیدا کنیم و استاد آن شویم؟ ‌✨#تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط