{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب که تنت روی تن عشق رها بود

امشب که تنت روی تن عشق رها بود
این لحظه فقط، لحظه ی بیداری ما بود

آمیخته لب های عسل واره و نابت
بر خشکی اندامم و انگار، شفا بود

در حلقه ی بازوی تو این شاعر خسته
بانوی غزل هاست، که در حال فنا بود

آیات نگاه تو پر از فلسفه ی عشق
می ریخت به جان و تن من هر چه دعا بود

در گرمی آغوش تو صدها غزل ناب
من بودم و این عشق، تو بودی و خدا بود
دیدگاه ها (۴)

عروس کوردی

لطفالایک نمیخوام فقط جمله روکامل کنید

تو راتمامی تو رانگاه مهربانت راغرورنهفته درصدایت را خستگی ها...

بیسکوییت انگشتی لیدی فینگر نشاسته 3 قاشق غذاخوری . آرد 1 ل...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

تکاپو پارت 44=ماه و فلک,من و تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط