یادته؟!

یادته؟!
اون شبی رو‌ می‌گم که فک می‌کردی
رسیدی به تهِش،
همون شبی که تا خودِ صبح اشک ریختی..
اون شب گذشت
و بازم یه زندگیت ادامه دادی،
بازم اشتباه کردی،
بازم با موقعیت‌های سخت‌تر رو به رو شدی
ولی هر بار قوی تر از قبل بودی..!
می‌خوام بگم:
هر سختی
هر چقدرم سخت و تلخ باشه،
هر چقدرم ترسناک باشه
بالاخره می‌گذره
و تو از پسش برمی‌آی!
فقط خواستم بهت یادآوری کنم که: باز می‌شه این دَر
صبر کن
دیدگاه ها (۰)

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت آخرنیمه‌شب بود و جونگ‌کوک هنوز به...

𝕯𝖎𝖑𝖊𝖒𝖒𝖆¹بوی سویا سس و استیک های گریل شده کل آشپزخونه رو بردا...

اینا فایده نیست؟گفتم: باور می‌کنی فتنه انقدر سنگین بود که اگ...

دو پارتی از جی . پارت اخرجی و ات از اون پارتی پر سر و صدا و ...

#چندپارتیوقتی پسش میزنی کم کم بارون گرفت و باعث شد سرتو بگیر...

سناریو: وقتی یه حشره دیدی و بهشون میگی بیا بکشش:نامجون : کجا...

**پارت ۱۹**جونگکوک تو رو به اتاقِ بزرگ و باشکوهِ خودش برد؛ ا...

🌼🌺🌼 میدونی!؟به نظرم‌پیدا کردن و دیدن آدم خوب اونم تو این زمو...

صدای بارون روی سقف فلزی انباری می‌کوبید. کاتسوکی بدون اینکه ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۴خشمش فروکش کرد و ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط