عآبی مالِ عآسمون بود,سبز مالِ من:)

عآبی مالِ عآسمون بود,سبز مالِ من:)
به عآبی بودنش حسودیم شد سبز و انداختم زیرِ پام و لهش کردم و عَز شانسم عآبی بودنم بهم نساخت.سوزوند همه وجودم و سیاه‍ کَرد..یکی اومد گُفت سیاه مال منه‍ تو دزدیدیش،گفتم من خودم نخواستم کع برش دارم یهوع اومد همه چیموع مال خودش کَرد ..گفت من این حرفا حالیم نیع سیاه و از تَنم کند و فرار کرد ..جاش خون اومد..شدم قرمز،دیگه هر جا رفتم دست نشون شدم رفتم دکتر گفدَم بع دادم برس دیوانم کرده این شَهر ،گفت این پاک نمیشه مگه اینکه خودتم باهاش پاک بِشی،،گفدم جهنم وضرر..نمیتونم تحمل کنم دیده شدنو..ترحمشو..تمسخرشو..گفت مطمعنی دلت برای خودت تَنگ نمیشه؟گفتم عَز الانشم تنگ شده‍ ولی چاره ای ندارم:)
رفتم تو دَریا میونِ اون عآبیای نفرت انگیز قرمز از تنم زد بیرون و نفهمیدم چی شُد که‍ خودم و گُم کردم .. فَقد عآسمونو میدیدم کـه رَنگ ب رُخ نداره !
دیدگاه ها (۱۴)

ادامهدامیان از ترسش سریع درو باز کرد بدو بدو رفت سمت اتاق در...

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

دیو و دلبر پارت ۵ رفت درو محکم بستم یه گوشه حمام کز کردم بدن...

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

رمان { تا وقتی که عاشقت شدم} ۲_گردنبندی که ته به آت داد

مافیای من

THE FIRST KISSPART: 7اسماتیدفه نگاهم رو بدنش قفل شد بدنش اصل...

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۸۹| آخرین نگاه قب...

part 3رفتم سمت میز و جمعش کردم.. بعدش سمت اتاقم قدم برداشتم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط