اراده امید و سنت الهی به این انقلاب از ابتدا تا انتها
روایتی از امام رضا علیه السالم میخواهم براتون بیان کنم که
در کتب مختلفی مانند رجال کشی نقل شده است:
أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ میگوید روزی در محله بنی زُریق خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم ایشان فرمودند:
وقتی پیامبر اکرم از دنیا رفت، مردم کوشیدند نور خدا را خاموش کنند، اما خدا نپذیرفت و نور خود را به وسیله
امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب کامل ساخت.
این سنت الهی در طول تاریخ ادامه یافت؛ ( پس از شهادت امام
موسی کاظم نیز کسانی مانند علی بن ابی حمزه تلاش کردند مسیر حق را منحرف کنند،) اما وعده الهی تغییر نکرد و( خداوند نور خود را )، مدیریت جامعه اسلامی را کامل کرد.
در ادامه روایت حضرت یک تفاوت میان جبهه حق وباطل را بیان می کنند:
اهل حق اگر یارانشان اندک باشند، مأیوس نمیشوند؛ چون ایمانشان ریشه دار وثابت است، اما اهل باطل با رفت و آمد افراد دلخوش یا دلسرد میشوند، زیرا ایمانشان به باطل خودشان گذرا و عاریه ای است.
برای نمونه در سال های اولیه پیروزی انقلاب با آنکه هنوز کشور قدرتی نداشت استوانه های مهم کشور را یکی پس از دیگری از دست دادیم:
از ۳ اردیبهشت ۱۳۵۸ :شهادت سپهبد سید محمدولی قرنی (اولین رئیس ستاد مشترک ارتش پس از انقلاب) و ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ :شهادت آیتالله مرتضی مطهری (رئیس شورای انقلاب) که توسط گروه فرقان ترور شدند تا سال ۱۳۶۰ سال بحران، ترور مقامات عالیرتبه نظیر
شهادت دکتر مصطفی چمران در 31 خرداد 1360
شهادت محمدعلی رجایی
رئیس جمهور و حجتالاسلام محمدجواد باهنر نخست وزیر
نخست وزیری توسط عامل نفوذی منافقین.
۲۰ شهریور ۱۳۶۰ :شهادت آیتالله سید اسدالله مدنی دومین شهید محراب و امام جمعه تبریز
سال ۱۳۶1 در ادامه ترور ها :
۱۱ تیر ۱۳۶۱ :شهادت آیتاهلل محمد صدوقی چهارمین شهید محراب و امام جمعه یزد.
۲۳ مهر ۱۳۶۱ :شهادت آیتالله عطاءالله اشرفی اصفهانی پنجمین شهید محراب و امام جمعه
کرمانشاه که در محراب نماز جمعه ترور شد، ودر ۱۴ خرداد ۱۳۶۸بنیان گذار و رهبر انقلاب امام خمینی را از دست دادیم.
با همه این تلاش های زیاد وشدید دشمن، چه اتفاقی افتاد؟
شهید آیه الله خامنه ای در دیداری در سال 1401 بعد از بیان این سختی های ابتدای انقلاب می فرمایند:
مردم ایستادند، امام مثل کوه دماوند سربلند ایستاد، مسئولین دلسوز و جوانهای انقلابی ایستادند، اوضاع را ۱۸۰ درجه بعکس کردند؛ جنگ را از باخت پی درپی به بُرد پی درپی تبدیل کردند،
منافقین را از سطح خیابانها جمع کردند، ارتش و سپاه را روز به روز منظمتر و مرتبت ترکردند و کشور را به روال عادی و جاری انداختند.
راز مهم این اتفاقات که دشمن،آن را نمی فهمد!
در این قضایا نکته هایی وجود دارد و آن، این است که وقتی این حوادث اتافاق می افتاد ــ چه در شهادت شهید بهشتی، چه در حوادث بعدی ــ دشمن ذوق میکرد، دشمنان سر شوق
میآمدند، امیدوار میشدند که دیگر بساط این نظام انقلابی جمع شد؛ ولی ناامید شدند. آن روز ناامید شدند، در این چهار دهه هم مکرار این ناامیدی تکرار شده. دشمن در یک مقطعی
به یک چیزی، به یک ضعفی، به یک کمبودی در نظام
جمهوری اسالمی امید بسته و بعد ناامید شده؛ این بارها اتافاق
افتاده؛ منتها مشکل دشمن این است که نمیتواند سرّ این ناامیدی را بفهمد، نمیتواند تشخیص بدهد؛ نمیتواند بفهمد که
چرا؟ اینها نتوانستند بفهمند
که در عالمِ بشر غیر از محاسبات و مناسبات سیاسی، یک محاسبات و مناسبات دیگری هم وجود دارد که آنها قادر به فهم آن نیستند؛ آنها سنتهای الهی است.
.
در کتب مختلفی مانند رجال کشی نقل شده است:
أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ میگوید روزی در محله بنی زُریق خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم ایشان فرمودند:
وقتی پیامبر اکرم از دنیا رفت، مردم کوشیدند نور خدا را خاموش کنند، اما خدا نپذیرفت و نور خود را به وسیله
امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب کامل ساخت.
این سنت الهی در طول تاریخ ادامه یافت؛ ( پس از شهادت امام
موسی کاظم نیز کسانی مانند علی بن ابی حمزه تلاش کردند مسیر حق را منحرف کنند،) اما وعده الهی تغییر نکرد و( خداوند نور خود را )، مدیریت جامعه اسلامی را کامل کرد.
در ادامه روایت حضرت یک تفاوت میان جبهه حق وباطل را بیان می کنند:
اهل حق اگر یارانشان اندک باشند، مأیوس نمیشوند؛ چون ایمانشان ریشه دار وثابت است، اما اهل باطل با رفت و آمد افراد دلخوش یا دلسرد میشوند، زیرا ایمانشان به باطل خودشان گذرا و عاریه ای است.
برای نمونه در سال های اولیه پیروزی انقلاب با آنکه هنوز کشور قدرتی نداشت استوانه های مهم کشور را یکی پس از دیگری از دست دادیم:
از ۳ اردیبهشت ۱۳۵۸ :شهادت سپهبد سید محمدولی قرنی (اولین رئیس ستاد مشترک ارتش پس از انقلاب) و ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ :شهادت آیتالله مرتضی مطهری (رئیس شورای انقلاب) که توسط گروه فرقان ترور شدند تا سال ۱۳۶۰ سال بحران، ترور مقامات عالیرتبه نظیر
شهادت دکتر مصطفی چمران در 31 خرداد 1360
شهادت محمدعلی رجایی
رئیس جمهور و حجتالاسلام محمدجواد باهنر نخست وزیر
نخست وزیری توسط عامل نفوذی منافقین.
۲۰ شهریور ۱۳۶۰ :شهادت آیتالله سید اسدالله مدنی دومین شهید محراب و امام جمعه تبریز
سال ۱۳۶1 در ادامه ترور ها :
۱۱ تیر ۱۳۶۱ :شهادت آیتاهلل محمد صدوقی چهارمین شهید محراب و امام جمعه یزد.
۲۳ مهر ۱۳۶۱ :شهادت آیتالله عطاءالله اشرفی اصفهانی پنجمین شهید محراب و امام جمعه
کرمانشاه که در محراب نماز جمعه ترور شد، ودر ۱۴ خرداد ۱۳۶۸بنیان گذار و رهبر انقلاب امام خمینی را از دست دادیم.
با همه این تلاش های زیاد وشدید دشمن، چه اتفاقی افتاد؟
شهید آیه الله خامنه ای در دیداری در سال 1401 بعد از بیان این سختی های ابتدای انقلاب می فرمایند:
مردم ایستادند، امام مثل کوه دماوند سربلند ایستاد، مسئولین دلسوز و جوانهای انقلابی ایستادند، اوضاع را ۱۸۰ درجه بعکس کردند؛ جنگ را از باخت پی درپی به بُرد پی درپی تبدیل کردند،
منافقین را از سطح خیابانها جمع کردند، ارتش و سپاه را روز به روز منظمتر و مرتبت ترکردند و کشور را به روال عادی و جاری انداختند.
راز مهم این اتفاقات که دشمن،آن را نمی فهمد!
در این قضایا نکته هایی وجود دارد و آن، این است که وقتی این حوادث اتافاق می افتاد ــ چه در شهادت شهید بهشتی، چه در حوادث بعدی ــ دشمن ذوق میکرد، دشمنان سر شوق
میآمدند، امیدوار میشدند که دیگر بساط این نظام انقلابی جمع شد؛ ولی ناامید شدند. آن روز ناامید شدند، در این چهار دهه هم مکرار این ناامیدی تکرار شده. دشمن در یک مقطعی
به یک چیزی، به یک ضعفی، به یک کمبودی در نظام
جمهوری اسالمی امید بسته و بعد ناامید شده؛ این بارها اتافاق
افتاده؛ منتها مشکل دشمن این است که نمیتواند سرّ این ناامیدی را بفهمد، نمیتواند تشخیص بدهد؛ نمیتواند بفهمد که
چرا؟ اینها نتوانستند بفهمند
که در عالمِ بشر غیر از محاسبات و مناسبات سیاسی، یک محاسبات و مناسبات دیگری هم وجود دارد که آنها قادر به فهم آن نیستند؛ آنها سنتهای الهی است.
.
- ۱۴.۹k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط