نمیدونم
نمیدونم
این ساعت از شبُ خوابی یا بیدار!
فقط میدونم اگه بیدار بودی
ذوق میکردی ازشنیدنِ صدای شر شر بارون...
از جات بلند میشدیُ میرفتی
توی حیاتِ خونتون
چشماتو میبستیُ
یه لبخند ملیح روی لبات میشست...
نمیدونم بیداری یا خوابه هفت پادشاهُ میبینی!
فقط میدونم که چقدر دوست داشتم
یکبارِ دیگه ذوق کردنتُ،
خنده هاتو میدیدم...!
این ساعت از شبُ خوابی یا بیدار!
فقط میدونم اگه بیدار بودی
ذوق میکردی ازشنیدنِ صدای شر شر بارون...
از جات بلند میشدیُ میرفتی
توی حیاتِ خونتون
چشماتو میبستیُ
یه لبخند ملیح روی لبات میشست...
نمیدونم بیداری یا خوابه هفت پادشاهُ میبینی!
فقط میدونم که چقدر دوست داشتم
یکبارِ دیگه ذوق کردنتُ،
خنده هاتو میدیدم...!
- ۶۱۹
- ۱۹ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط