{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردفقیری بودکه همسرش از ماست کره میساخت و او آنرا به یکی

مردفقیری بودکه همسرش از ماست کره میساخت و او آنرا به یکی از بقالی های شهر میفروخت،آن زن کره ها را بصورت دایره های یک کیلویی میساخت. مردپس ازفروختن کره ها،در مقابل مایحتاج خانه رامیخرید. روزی مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامیکه آنها را وزن کرد، اندازه هر کره 900 گرم بود،او از مردفقیر عصبانی شدو روز بعد به مردفقیر گفت: دیگر از تو کره نمیخرم،تو کره را بعنوان یک کیلو به من میفروختی در حالیکه وزن آن 900 گرم است. مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: ما ترازویی نداریم،بنابراین یک کیلو شکر ازشما خریدیم و آن یک کیلو شکر شما را بعنوان وزنه قرار دادیم! مرد بقال از شرمندگی نمیدانست چه بگوید ...!!!!
یقین داشته باش که: به اندازه خودت برای تو اندازه گرفته میشود...
دیدگاه ها (۱۱)

بهترین پست سال شناخته شد ﺩﺭﺧﺘﻬﺎ ﻣﯿﻤﯿﺮﻧﺪ؛ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻋﺼﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ...

چقدر این شعر زیباست.......باران که شدی مپرس ، این خانه ی کیس...

ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻥ ؛ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﻛﻦ !...ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺖ ﺑ...

اینم عسل خانم ما

مردفقيرى بودکه همسرش از ماست کره ميساخت و او آنرا به يکى از ...

مردفقیری بودکه همسرش از ماست کره میساخت و او آنرا به یکی از ...

مردفقیری بودکه همسرش از ماست کره میساخت و او آنرا به یکی از ...

#داستان مردفقیری بودکه همسرش از ماست کره میساخت و او آنرا ب...

مردفقیری بودکه همسرش از ماست کره میساخت و او آنرا به یکی از ...

مردفقیری بود که همسرش از ماست کره میساخت و او آنرا به یکی از...

بخونید خیلی قشنگهمردفقیری بودکه همسرش از ماست کره میساخت و ا...

بخونید خیلی قشنگه مردفقیری بودکه همسرش از ماست کره میساخت و ...

بخونید خیلی قشنگهمردفقیری بودکه همسرش از ماست کره میساخت و ا...

🌿🌿هر دست بدهی ازهمان✋🏻میگیری🌿🌿

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط