{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اصبغ‌بن‌نباته گوید: ابن‌ملجم به شدّت مریض شد، آن‌ها رفتند

اصبغ‌بن‌نباته گوید: ابن‌ملجم به شدّت مریض شد، آن‌ها رفتند و او را با خود نبردند. هنگامی‌که بهبود یافت نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد درحالی‌که شب و روز از ایشان جدا نمی‌شد و در برآوردن نیازهای آن حضرت (علیه السلام) شتاب می‌کرد امام نیز به او احسان می‌کرد و او را به منزلش دعوت می‌کرد، با این حال به او می‌فرمود: «تو قاتل من هستی» و این شعر را به او تکرار می‌کرد: «من می‌خواهم به او زندگی بخشم و او کشتن مرا می‌خواهد، بهانه‌ی تو در این بی‌لطفی نسبت به کسی که دوست توست، چیست». ابن‌ملجم نیز به امام (علیه السلام) می‌گفت: «ای امیرمؤمنان! اگر این را از من می دانی مرا بکش». امام (علیه السلام) نیز می‌فرمود: «جایز نیست که کسی را بکشم قبل از اینکه نسبت به من کاری انجام داده باشد». و در روایتی دیگر آمده است که فرمود: «اگر تو را بکشم پس چه کسی مرا می‌کشد»؟ سپس شیعه‌ی آن حضرت این سخن را شنیدند و مالک اشتر و حارث‌بن‌اعور و دیگران هجوم آورده و آن‌ها را خلع سلاح کردند و گفتند: «ای امیرالمؤمنین! این سگ کیست که بارها این‌گونه با او سخن می‌گویی؟ شما امام و رهبر و پسر عموی پیامبرمان هستید پس دستور دهید تا او را به قتل برسانیم». امام به آن‌ها فرمود: «شمشیرهایتان را غلاف کنید، آفرین بر شما، بین این امّت تفرقه نیندازید. آیا می‌خواهید من کسی را بکشم که اقدامی علیه من انجام نداده است»؟ هنگامی‌که علی (علیه السلام) به منزلش برگشت شیعیان جمع شدند و آنچه را که شنیده‌اند را به یکدیگر خبر دادند و گفتند: «امیرالمؤمنین (علیه السلام) تمام شب را برای عبادت می‌گذراند و شما گفتگویش را با این مرادی شنیدید و او جز حق نمی‌گوید. شما عدالت و مهربانی او را بر ما فهمیده‌اید و می‌ترسیم که این مرادی او را غافلگیرانه بکشد پس بیایید قرعه بیندازیم تا هر شب یک قبیله از ما از او محافظت کند. پس قرعه در شب اوّل و دوّم و سوّم بر اهل کناس افتاد و آن‌ها شمشیرهایشان را آویختند و در شبی که مأموریّت داشتند به مسجد جامع آمدند. هنگامی‌که علی (علیه السلام) بیرون آمد، آن‌ها را در آن وضعیت دید و فرمود: «شما را چه شده است»؟ آن‌ها امام را از ماجرا باخبر کردند پس برای آن‌ها دعا کرد و لبخن-دی زد و فرمود: «شما آمدید تا مرا از آسمانیان محافظت کنید یا از اهل زمین»؟ آن‌ها گفتند: «از اهل زمین». امام فرمود: «چیزی در آسمان نیست جز اینکه در زمین می‌باشد و چیزی در زمین نیست جز اینکه در آسمان است»، سپس این آیه را تلاوت فرمود: قُلْ لَنْ یُصِیبَنا إِلَّا ما کَتَبَ اللهُ لَنا. آنگاه به آنان دستور داد تا به خانه‌هایشان برگردند و دیگر این کار را تکرار نکنند.
📚تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۶، ص۱۸۴
دیدگاه ها (۴)

🍃 یاعلیُّ ياعلىُّ ياعلىُّ 🍃💫 ابن سِكَيت به امام رضا عليه ا...

🌷یاعلیُّ ياعلىُّ ياعلىًّ💎وپژگی یاوران امام زمان علیه السلام🟢...

السلام علیک یابن رسول الله ص

السلام علی المهدی عج

حدیث اخلاقی و تربیتی از امام صادق علیه السلام

السلام علی المهدی ارواحنالهم فدا

محبت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، فضیلتی در کنار دیگر فضیلت‌ها ...

🌹🍃🌹🍃🍃🌹🍃🌹🍃ياعلىُّ ياعلىُّ ياعلىّ🍃حضرت امام رضا عليه السلام از...

«وَ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا»؛ کتیبه‌ای ۳۰۰ ساله در ایوان...

🌷السلام عليك يا اميرالمومنين 🌷🍃 یاعلیُّ ياعلىُّ ياعلىّ🌷سخنان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط