فرزند نفرین شده

#part5

هوگو:خب چه زمانی بریم؟
ملودی:خب بریم به یک ساعت پیش همون موقع که از دفتر مامانم رفتیم بیرون...چطوره؟
هوگو:خوبه بعد ملودی زمان برگردون و دراورد و به یک ساعت پیش فکر کرد و رفتن به یک ساعت پیش ولی هنوز تو تالار اسرار بودن ، رفتن بیرون و ملودی گفت:خب بلدی سوار جارو شی؟
هوگو:راستش چندبار به ابجیم و مامان و بابام گفتم بهم یاد بدن ولی... گفتن ۱۱ سالت شد میری هاگوارتز یاد میگیری
ملودی:خب اشکال ندا... هنوز حرفش رو تموم نکرده بود که یه پسر اسلیدیرینی که داشت میدویید خورد به ملودی اون پسره/اسکورپیوس:وای ببخشید...وایسا ببینم تو چرا لباس فرم نپوشیدی؟ که دوستش هم سررسید و گفت البوس: چی شد؟ چرا وایسادی؟
اسکورپیوس:خب خوردم به این دختره
ملودی:اخخخخخ...وایی
هوگو:خوبی؟ ببینم شما دارین با این عجله کجا میرید؟
البوس: عه تو هم اینجایی... خب خواهرت...
هوگو:میدونم مکگوناگال به بابام گفت منم باهاش اومدم
اسکورپیوس:خب این دختره کیه؟
ملودی:من ملودی مکگوناگالم... شما؟
البوس:وایسا تو دختر مکگوناگالی؟
ملودی:اره و اگه شماها پارسال یک هفته اول رو اینجا بودید زوتر میفهمیدید
چون پارسال با مامانم یک هفته اول رو اینجا بودم
اسکورپیوس:خب چند سالته؟ از لباسات معلومه به عنوان دانش امروز اینجا نیستی
ملودی:من ۱۰ سالمه... راستی شما که خیلی دیرتون شده بود کجا میرید ؟
البوس:راست میگه بدو بریم(روبه اسکورپیوس)ما داشتیم میرفتیم درمانگاه پیش رز
هوگو:خب باشه منم میام
ملودی:اما هوگو ما قرار بود بریم خوش گذرونی (در گوشش میگه)
هوگو:خب من بعدا میام
اسکورپیوس و البوس:باشه ما رفتیم.
هوگو:خب ما الان چی کار کنیم؟
ملودی:خب نظرت چیه که بریم جارو سواری؟
رفتن و دو تا از جارو ها پرنده رو برداشتن و داشتن میرفتتن که متوجه کسانی شدن که دارن به کاری میکنن که...



ایندفعه جای حساس تموم کردم 😁
ادامه رو فردا میزارم میدونم گفته بودم دوتا پارت ولی خب کار داشتم نشد
ببخشید
دیدگاه ها (۰)

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

پارت۴

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵¹ویو: جونگ کوک× وایی خداااکوک این...

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

خواهر ته رو لورا مینویسم لورا: خوبییییییون: تو اینجا چیکار م...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ...

لیا دستش رو برداشت و روبه بقیه گفت لیا : بریم دیگه کوک : آره...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۸----------------------------------------⭐🌕...

۵٬۶ روز نبودم ، دیگه خودتون ببینید❤بچه ها دیشب ما طبس موندیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط