* * زندگی متفاوت
🐾پارت 81
#paniz
رضا: بیا بشینن تو ماشیننن فردا میریمم
پانیذ:من تاا فردا تحملل ندارممم یا الان منو میفرستی یا بلاییی سر خودمم میارمم (داد)
جفت بازو هام گرفت تو مشتش عصبی غرید
رضا:خودموو دارم کنترل میکنم برو بتمرگ تو ماشیننن (عصبی)
پانیذ:کنترلل نکننن منوو ولل کنن برو پیشه همونی که تا الان بودی
با خشم دستام از مشتش بیرون کشیدم راه افتادم تا یکم خالی شم
اشکم شروع کردم به باریدنن
رعد و برق زد بارون میومد
دقیقن ابر هم دلش مث من گرفته بود
اخخ ساحلل ببین چطوری مغزش شستشو دادی که الان بی تفاوت پیش من
انگار اون ادم سابق نیست نگاهش سرد شده تخس مث قبلنا شده
کاشکی من مرده بودم بدست اون دشمنا
کاشکی من خودمو نجات نمیدادم کاشکیی نمیومد دنبالم تو جنگل
اخ مامان کجایی ببینی تک دخترت مث بدبختا داره عذاب میکشه به پارک رسیدم نشستم رو نیمکت
بارون شر شر میریختند و من مث موش اب کشیده شده بودم اشکام میرختن
فک کنم تا الان قرمز شده بودن
خسته شده بودم دلم یه خواب طولانی میخادد نگاهی به ساعت میدان کردم
8 شب بود
یه تاکسی گرفتم به اون خونه فقط میخاستم برن پیشه مهراب
جلو خونه نگه داشت پول حساب کردم...
#leoreza
در به در کل خیابونای میگشتم مگه پیداشش میشد معلوم نیس کجا رفت
هوفف نباید اونجوری باهاش حرف میزدم
هرکی ندونه من که میدوننم
همش نقشه اس و اونم بخاطر خودشه فقط
گوشیم زنگ خورد ساحل بی پدر جواب دادم
رضا:چیهه ساحل
ساحل:چه طرز حرف زدنه اخه
رضا:هوششش هوا برت نداره چند با ازت دفاع کردمم چی میخای
ساحل:کی میای
رضا:همون موقع ای که خبر مرگ تو اوردن
ساحل:درست حرف بزن هیچی بهت نمیگم میدونم پانیذ کجاست اگه میخای صدمه نبینه پاشو بیا خونه اونم میاد
قطع کردد مشتم کوبیدم تو فرمونن اخخ من احمق یادمم رفت تا ببینم برام ادم گذاشته یا نه دوربرگردن زدم رفتم به سمت خونهه
اخخ ساحلل اگه یه راهیی پیداا کنم روزگارتو سیاه میکنم موش چموشش...
#paniz
رضا: بیا بشینن تو ماشیننن فردا میریمم
پانیذ:من تاا فردا تحملل ندارممم یا الان منو میفرستی یا بلاییی سر خودمم میارمم (داد)
جفت بازو هام گرفت تو مشتش عصبی غرید
رضا:خودموو دارم کنترل میکنم برو بتمرگ تو ماشیننن (عصبی)
پانیذ:کنترلل نکننن منوو ولل کنن برو پیشه همونی که تا الان بودی
با خشم دستام از مشتش بیرون کشیدم راه افتادم تا یکم خالی شم
اشکم شروع کردم به باریدنن
رعد و برق زد بارون میومد
دقیقن ابر هم دلش مث من گرفته بود
اخخ ساحلل ببین چطوری مغزش شستشو دادی که الان بی تفاوت پیش من
انگار اون ادم سابق نیست نگاهش سرد شده تخس مث قبلنا شده
کاشکی من مرده بودم بدست اون دشمنا
کاشکی من خودمو نجات نمیدادم کاشکیی نمیومد دنبالم تو جنگل
اخ مامان کجایی ببینی تک دخترت مث بدبختا داره عذاب میکشه به پارک رسیدم نشستم رو نیمکت
بارون شر شر میریختند و من مث موش اب کشیده شده بودم اشکام میرختن
فک کنم تا الان قرمز شده بودن
خسته شده بودم دلم یه خواب طولانی میخادد نگاهی به ساعت میدان کردم
8 شب بود
یه تاکسی گرفتم به اون خونه فقط میخاستم برن پیشه مهراب
جلو خونه نگه داشت پول حساب کردم...
#leoreza
در به در کل خیابونای میگشتم مگه پیداشش میشد معلوم نیس کجا رفت
هوفف نباید اونجوری باهاش حرف میزدم
هرکی ندونه من که میدوننم
همش نقشه اس و اونم بخاطر خودشه فقط
گوشیم زنگ خورد ساحل بی پدر جواب دادم
رضا:چیهه ساحل
ساحل:چه طرز حرف زدنه اخه
رضا:هوششش هوا برت نداره چند با ازت دفاع کردمم چی میخای
ساحل:کی میای
رضا:همون موقع ای که خبر مرگ تو اوردن
ساحل:درست حرف بزن هیچی بهت نمیگم میدونم پانیذ کجاست اگه میخای صدمه نبینه پاشو بیا خونه اونم میاد
قطع کردد مشتم کوبیدم تو فرمونن اخخ من احمق یادمم رفت تا ببینم برام ادم گذاشته یا نه دوربرگردن زدم رفتم به سمت خونهه
اخخ ساحلل اگه یه راهیی پیداا کنم روزگارتو سیاه میکنم موش چموشش...
۱۰.۸k
۱۸ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۰)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.