در حسرت یک جرعه ی لبهای توام
در حسرت یک جرعه ی لبهای توام
هم قافیه ی شعر و غزل های توام
عمریست که در حسرت دیدار رُخت
مجنونِ دل افگارم و شیدای توام
جان داده ام از دوری رویت هیهات
محتاجِ دمِ گرمِ مسیحای تو ام
امروز چو دیروز به غم شد سپری
دلواپسِ محنت کش فردای تو ام
هجران تو سخت است خدا میداند
عمریست که در وصل تمنای تو ام
اشک است که از چشم ترم می آید
بر ما نظری،خاک کف پای تو ا
هم قافیه ی شعر و غزل های توام
عمریست که در حسرت دیدار رُخت
مجنونِ دل افگارم و شیدای توام
جان داده ام از دوری رویت هیهات
محتاجِ دمِ گرمِ مسیحای تو ام
امروز چو دیروز به غم شد سپری
دلواپسِ محنت کش فردای تو ام
هجران تو سخت است خدا میداند
عمریست که در وصل تمنای تو ام
اشک است که از چشم ترم می آید
بر ما نظری،خاک کف پای تو ا
- ۱.۶k
- ۱۵ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط