{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به طور اتفاقی صحنه ی تصادف دلخراشی را دیدم که با همه ی غم

به طور اتفاقی صحنه ی تصادف دلخراشی را دیدم که با همه ی غم انگیز بودن زیبایی هایی داشت...
دختری که بی تاب و بی قرار اشک میریخت و مردی که سرش را روی شانه اش گذاشته بود و سعی در ارام کردنش داشت.
درست در همان لحظه به واژه ی "تکیه گاه" فکر کردم.
برای همه مان در زندگی شرایطی پیش آمده که روحمان آنقدر خسته و بی رمق شده است که توان ایستادن ندارد
درست در همین لحظه است که واژه ی "تکیه گاه" معنا پیدا میکند...
کسی از راه میرسد که
با دستی، حرفی، آغوشی به داد روح خسته مان میرسد و
نمیگذارد که زمین بخوریم
خستگی هایمان را به جان میخرد
و غصه هایمان را به دوش میکشد.
و چقدر عزیز میشود کسی که با
یک "درست میشود"
یک "من هستم"
و یک "مراقب خودت باش"
در چشم بر هم زدنی تمام حال بد را به بهترین حال تغییر میدهد..
قدر تکیه گاه های زندگی تان را بدانید و فراموش نکنید که بدون آن ها بد زمین میخورید...
دیدگاه ها (۱)

دوست داشتن اگر دوست داشتن باشه،برمیگردی بهش میگی:ببین من نمی...

به تاوان کدامین گناه ناکرده ام اینچنین مجازات میشوم؟چه آمد ب...

رفیق...چه خوب است میان این همه جماعتِ بی معرفت و بی انصاف تو...

احسنت به تو جان دلم...به قول معروف خوب دست پیش گرفتی که پس ن...

گاهى آدمى در میانِ شلوغىِ زندگى، به دنبالِ معنایى مى‌گردد؛ م...

«مرگ، روبروی زندگی نیست؛ بلکه بخشی از آن است.درست مثلِ نقطه‌...

#تصادف#ادامه_تک_پارتی خندید.: "شوخی میکنید دکتر؟! " دکتر، نف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط