{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات

ویو ات
چشمام رو باز کردم دیدم یونگی و من همو بغل کردیم
ات؛جیغ پاشووووو
یونگی :کی مرد یا جد پی دی نیم
ات :خر دستت رو از کمرم برداررر
یونگی :فاک دست من چرا اونجاس
ات:کجا که دید دست یونگی رو سینش هس دستت رو بکششششش(جیغ)مامانن یونگی داره بهم تجاوز میکنههههه
یونگی:هیچکی خونه نیس دومن من پرا بهت تجاوز کنم حتی لخت جلوم باشی چشمم رو می بندم میرم (بچم پاکه🗿🤲)
ات : ایش رف پایین
ات : گوشیم زنگ خورد برداشتم سوهو بود
ات:بله فرمایش
سوهو:ات کره خر پاشو بیا بریم بار
ات:باش ساعت چند میای دم در
سوهو:۱ ساعت دیه
ات:حله داوشمی
ات :رفتم یه دوش گرفتم اومدم یه آرایش کمی غلیظ کردم رو یه لباس باز پوشیدم رفتم دیگه ساعت ۹ شده بود
شوگا:هوی کجا میری با این لباس (عصبی)
ات :به تو چه
شوگا:تربچه حالا حق نداری (که حرفش با رفتن ات نصف موند)
ویو شوگا
تو گوشی بودم که ات با لباس تحرکی کننده اوند و آره دیگه
سوهو
بعد چند ساعت ات خیلی مست شده بود حتی منو با مادرش اشتباه میگرف رفتم دادم دست اون پسره تو خونه رفتم خونه خودم
ات:چقدر جذابی تو بیا بریم یکم خوش بگذرونیم
شوگا:ات مستی نمیدونی چی میگی .
ات :عاح حالا چی میشه یه شب باهم باشیم عاح
ویو شوگا‌
دیگه خیلی تحریک شده بودم برآید استایل بغلش کردم انداختمش رو تخت و صلوات
سم نیس اسیدهههههه 🤣
اسمات پی
۳ تا لباس گذاشتم هرکدوم رو دوس داشتین تصور کنین
شرط
۱۰ لایک
۱۰ کام
دیدگاه ها (۸۰)

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

#میکاپ_آرتیست_من

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

وقتی تولدت بودو..

پارت سوم عروسک کوچولو ویو راوی کوکو به ات نزدیک شود و بهش گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط