تیکه دومش

بلندش کردم و پرتش کردم رو تخت لباساشو تو تنش جر دادم و دست و پاهاشو به تخت بستم
_ددی. هق. لطفا. هق ببخشید
ساکت شو بیبی فقط ساکت شو اعصابمو بیشتر از این خورد نکن
بهت گفته بودم بهت گفته بودم قوانین و زیر پا نزار واگرنه تنبیه میشی پس حالا ام ساکت شو و امشب و خوب به یادت بسپور مین جیمین
بعد گفتن حرفم به سمت وسایل داخل اتاق رفتمو یه رینگ و یه ویبراتور سایز بزرگ برداشتم و به سمتش رفتم
_با دیدن اون چیزایی که تو دستش بود واسه یه لحظه خون تو رگام یخ بست ولی خوب نمیتونستم کاری کنم نمیخواستم بشتر از این عصبانیش کنم.
رینگ و به عضوش وصل کردم که ناله ای کرد و بعد بدون هیچ امادگی و لوب ویبراتورو توش کردم که جوری جیغ کشید که حس کردم حنجرش پاره شد
_ددی ددیییییییی درش بیاااااررررررر تروخدا درد داره درد داره درش بیاااااارررررر😭
هیس بیبی تحمل کن
بعد حرفم ویبراتورو رو درجه اخر گذاشتم رفتم رو صندلیم نشستم و بهش نگاه میکردم که چجوری از درد به خودش میپیچید از طرفی دلم براش میسوخت از طرفی خودمم تحریک شده بودم و میخواستمش
فلش بک به دو ساعت بعد
جیمین همینطوری از درد ناله میکرد
خوب خوب بریم سراغ اصل کاری
رفتم به سمت وسایل و یه شلاق نازک برداشتم و به طرفش رفتم و محکم کوبوندم رو بدنش که جیغ وحشتناک بلندی کشید
_ددییییییییییی (جیغ و گریه)
ساکت تا بیست ضربه بشمار حتی یه ضربرم جا بندازی از اول شروع میکنم فهمیدی ؟بشمار
_اخخخخخ ی. یک
دو
جیغغغغغغ سه. هق
......
بیست ضربه که تموم شد شلاق و به طرفی پرت کردم ویبراتورو دراوردم و فوری دیکم و جایگزینش کردم که واسه سومین بار تو اونشب جیغ کشید. محکم توش میکوبیدم طوری که با هر ضربه به جلو پرت میشد و جیغ میکشید و گریه میکرد .... سه ساعتی بود توش میکوبیدم و اون دیگه حتی جون ناله هم نداشت برای دهمین بار توش خالی کردم و کشیدم بیرون که کام و خون مخلوط شده از سوراخش ریخت بیرون دست و پاش و باز کردم و رینگ و باز کردم بهش هند جاب دادم تا اومد
بیبی بازم بدون اجازم کاری میکنی؟
_ن. نه ددی ب. ببخشید
(لبخندی زدم)افرین بیبی کوچولوم. دوست دارم
_من. منم دوست دارم ددی😊
ایزی ایزی تامام تامام😂
#بی_تی_اس
#بینظیر
#بنگتن
#ارمی
#پست
#پسران_ضد_گلوله#جیمین
#موچی
#بنگتن
#ارمی
#بی_تی_اس
#هات
#سیگمایی_خودش_همجنسگراست
#پسران_ضد_گلوله
#ما_پشت_بی_تی_اس_هستیم#تهکوک #وی #تهیونگ #کوک #جانگ_کوک #بی_تی_اس #ارمی #ویکوک #کوکوی #شیپ #کیپاپ #نامجون #جین #جیهوپ #جیمین #شوگا #یونگی #یونمین #نامجین #کوکمین
دیدگاه ها (۱۲)

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

الماس زیبای من  part ⁹- نه الان زبونتو نمی‌برم برای معذرت خو...

رمان : «اسمات پارسا »شد. دو پارت 🙂part:2سرشو بین پاهام برد و...

بادیگارده شخصی من پارت ۱۰

فیک:^فرشته ای در غلمرو دشمن^^part:4^ ...

کپشننننننننننن لطفااا😌🎀عروسک من😈🔞پارت شصت و شش +باشه لبخندی ...

پارت ۶(اسمات)کم کم شوگا نزدیک تر میشه و روی جیمین خیمه میزنه...

اجبار به بد بختی پارت ۳۹

پارت ۸ رمان. (ازدواج اجباری) داشتم میرفتم سمت خونه که تلفنم...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط