{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من داشتم می‌سوختم که تو آمدی، و مرا بابت

من داشتم می‌سوختم که تو آمدی، و مرا بابت
بوی خاکستر مقصر دانستی.

#داستا_یفسکی
دیدگاه ها (۱)

" من درحال‌ِ سوختن بودم،و تو آمدی‌ و مرا به‌خاطر‌بویِ خآکستر...

هرکه به‌من می‌رسد، بوی قفس می‌دهدجز تو که پر می‌دهی، تا بپرا...

صدایم کن با صدایی بی صدا تو در جهان من آمدی تا بسوزانی مرا

مأیوس نباشمن اُمیدم را در یأس یافتممهتابم را در شبو هنگامی ک...

نمی گویم حرامت باشد که آمدی و مرا به گناه عادت دادی و رفتی آ...

#بفرست_براشبعد از تو... عطر تو کوچه تو شهر تو را دوست داشتمب...

من تو را همانطور دوست داشتم،که آرزو می‌کردم یکی مرا دوست داش...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

دفتر شعر مرا باد ورق میزد وبازبوی عطر نفستمشک فشانی می کرد.....

تو آمدی ز دورها و دورهاز سرزمین عطرها و نورهانشانده‌ای مرا ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط