{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

《هر که را دیدی دم از عشقش فراوان میزند

《هر که را دیدی دم از عشقش فراوان میزند
شک نکن طبل جدایی را هم آسان میزند》
با وفاداری غریبه بوده از روز ازل
حرف از مهر و وفا پیدا و پنهان میزند
با من عاشق که هستم بر سر پیمان او
بیوفایی میکند صد شعله بر جان میزند
با رقیبان دیدمش سرمست و گرم گفتگو
دیدمش با چشم ؛ اما سر به کتمان میزند
تا شوم شاکی که ای یاغی مرنجانم دگر
میدهد هشدار و دم از نقض پیمان میزند...
دیدگاه ها (۶)

نیمه شب ، آواره و بی حس حال در سرم سودای عشقی بی زو...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی ز...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ا...

#متن دکلمه عشق تلخ از مازیار مقدم#نیمه شب آواره و بی حس و حا...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ا...

نیمه شب آواره و بی حس و حال        در سرم سودای جامی بی زوال...

یاد تو .....نیمه شب آواره و بی حس و حالدر سرم سودای جامی بی ...

نيمه شب آواره و بي حس و حال در سرم سوداي جامي بي زوال،پرسه ا...

نیمه شب آواره و بی حس و حال  در سرم سودای جامی بی زبانپرسه ا...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط