پارت 14
پرش زمانی به صبح
ویو یوری
دیشب خیلی سخت گذشت
اصلا فکرشم نمیکردم
تهیونگ همچین کاری کنه
الان حتی نمیتونم از جام بلند بشم
تهیونگ کنارم خوابه باید بلندش کنم برام قرص بیاره
نتونستم برم دستشویی حتی
کاش هیچ وقت
نمیرسیدیم خونه
دیشب برای اولین بار توی عمرم
س کردم
اونم با خواست خودم نبود
مجبور شدم
اون منو مجبور کرد
نمیخوام بهش فک کنم
ملافه کثیف شده بود
+تهیونگ بلند شو
_ چیه (خواب آلود)
+بیا ببین چیکار کردی
_چیکار کردم (بیدار شد)
تهیونگ تا بدن پر از مارکمو دید
تعجب کرد
+ببین چه بلایی سرم آوردی
_ باید باهاش کنار بیای
+من الان با چه رویی برم جلوی مامان و بابات
نمیتونم بلند شم بلندم کن
ملافه هم عوض کن
یکی بیاد اینطوری مارو ببینه
آبروم میره
تهیونگ منو بلندم کرد برام قرص آورد و بردم حموم از حموم که درم آورد لباس پوشیدم و موهامو خشک کرد
خودشم لباساش و پوشید
منم به زور رفتم پایین و صبحانه
آماده کردم
با تعیونگ صبحانه خوردیم و من رفتم رو تخت و خوابیدم
تهیونگ رفت کمپانی
پرش زمانی به دو ماه بعد
...................................
ویو یوری
دیشب خیلی سخت گذشت
اصلا فکرشم نمیکردم
تهیونگ همچین کاری کنه
الان حتی نمیتونم از جام بلند بشم
تهیونگ کنارم خوابه باید بلندش کنم برام قرص بیاره
نتونستم برم دستشویی حتی
کاش هیچ وقت
نمیرسیدیم خونه
دیشب برای اولین بار توی عمرم
س کردم
اونم با خواست خودم نبود
مجبور شدم
اون منو مجبور کرد
نمیخوام بهش فک کنم
ملافه کثیف شده بود
+تهیونگ بلند شو
_ چیه (خواب آلود)
+بیا ببین چیکار کردی
_چیکار کردم (بیدار شد)
تهیونگ تا بدن پر از مارکمو دید
تعجب کرد
+ببین چه بلایی سرم آوردی
_ باید باهاش کنار بیای
+من الان با چه رویی برم جلوی مامان و بابات
نمیتونم بلند شم بلندم کن
ملافه هم عوض کن
یکی بیاد اینطوری مارو ببینه
آبروم میره
تهیونگ منو بلندم کرد برام قرص آورد و بردم حموم از حموم که درم آورد لباس پوشیدم و موهامو خشک کرد
خودشم لباساش و پوشید
منم به زور رفتم پایین و صبحانه
آماده کردم
با تعیونگ صبحانه خوردیم و من رفتم رو تخت و خوابیدم
تهیونگ رفت کمپانی
پرش زمانی به دو ماه بعد
...................................
۶.۴k
۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۳
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.