{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر عاشق شدن درد است من درمان نمی‌خواهم

اگر عاشق شدن درد است من درمان نمی‌خواهم
خرابی با تو شیرین است و من سامان نمی‌خواهم

تمامِ بُعدهای عاشقی را با تو فهمیدم
نباشی هم ، زبانم لال ، من جانان نمی‌خواهم

به قدری عاشقت هستم که می‌میرم از آهِ تو
تو کاری کرده‌ای با من که بی تو جان نمی‌خواهم

تو باشی بی‌نیازم از رفیق ؛ از شعر ؛ از دنیا
کسی را جز خودت هرگز به هر عنوان نمی‌خواهم

برایت آسمان‌ها را زمین می‌آورم با شوق
تو می‌ارزی ؛ گرانی ؛ گوهرِ ارزان نمی‌خواهم

نفس‌هایت شبیهِ عطرِ نرگس‌زار شیراز است
گل و عود و گلابِ تحفه‌ی کاشان نمی‌خواهم

دو چشمت فتنه دارد ؛ جنگ دارد ؛ شور و شر دارد
به لطفِ فتنه‌های روشنت شیطان نمی‌خواهم

تو خورشیدی که از نورت هزاران ماه می‌تابد
به من حق ده که سوسو را از این و آن نمی‌خواهم
دیدگاه ها (۰)

اگر عاشق شدن درد است من درمان نمی‌خواهمخرابی با تو شیرین است...

تقدیم زندگیم:💐🫂🧿🌐اگر عاشق شدن درد است من درمان نمی‌خواهمخراب...

Loneliness and the pain of love

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداختبه قصد جان من زار ناتوان ا...

1)«قهرود» یک روستاست از توابع کاشان. در این روستا کشاورزی بو...

حسین معاصر

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهاریا محول الحول و...

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهاریا محول الحول و...

رضا بردبار، شاعر فسایی

علی کاوند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط