امروز که محتاج تو ام جای توخالی است

امروز که محتاج تو ام جای توخالی است
فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست
بر من نفسی نیست ، نفسی نیست
در خانه کسی نیست
نکن امروز را فردا
بیا با ما که فردایی نمی ماند
که از تقدیر و فال ما
در این دنیا کسی چیزی نمی داند
تا آینه رفتم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست
من در پی خویشم به تو بر می خورم اما
در تو شده ام گم که به من دسترسی نیست
نکن امروز را فردا
دلم افتاده زیر پا
بیا ای نازنین ای یار
دلم را از زمین بردار
در این دنیای وانفسا
تویی تنها منم تنها
نکن امروز را فردا ، بیا با ما ، بیا تا ما
امروز که محتاج توام جای تو خالی ست
فردا که میایی به سراغم نفسی نیست
در این دنیای ناهموار
که می بارد به سر آوار
به حال خود مرا مگذار
رهایم کن از این تکرار
س آن کهنه درختم که تنم غرقه ی برف است
حیثیت این باغ منم
خار و خسی نیست
دیدگاه ها (۳)

یک صوتِ مُبهمم که الفبا نمی‌شومیک واژه ی عجیب که معنا نمی‌شو...

طبیعت

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

میگه مقصدی نیست.....«ما چه باشیم، چه نباشیم، جهان در گذراست....

سریال راز نانیانگ 🤍 🤎 سکانس های حذفی مربوط به آخرِ قسمت ۳۳ ک...

وقتی جلوشون گریه میکنیم

👇👇دلنوشته خودم«آب، تنها جایی است که وقتی به آن نگاه می‌کنی، ...

🐿: من از بدو تولد حتی یه بار هم حرف زشت نزدم🦙: هان، گلوت خشک...

پارت ۴۵

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط