ابر آمد تا نبارد تا بداني اين ديار
ابر آمد تا نبارد تا بداني اين ديار
لايق يك قطره باران نيست حتي در غبار
آسمان در انتظار ذره اي خير از زمين
مانده تا شايد ببارد بر لب خاك خمار
از گناه اينجا همه سر در گريبان كرده اند
مردمي دور از محبت ، غافلاني شرمسار
نيست يك اهل دعا در شهر تا پايان دهد
با دعايش دوره قحطي و خشك انتظار
كيست اينجا لايق بخشندگي ابرها
ماكجا، باران كجا، بيهوده ايم اميدوار
خشكسالي رفته از دلهاي ما تا آسمان
ابر را از بارش اي خشكيده جان معذور دار
قهر ابر وآسمان از كينه توزيهاي ماست
قهر مارا ميكند قهر طبيعت آشكار
اي كه در جام وجودت قطره اي از مهر نيست
بر تو جز قحطي نتابد تا تويي آيينه دار
اي كه خود باران نمي باري به خاك هيچ كس
با چه رو از ابر ميخواهي كه اينجا هم ببار
تازماني كه دل ما باردار كينه است
ميگريزد از من وتو ابرهاي باردار
لايق يك قطره باران نيست حتي در غبار
آسمان در انتظار ذره اي خير از زمين
مانده تا شايد ببارد بر لب خاك خمار
از گناه اينجا همه سر در گريبان كرده اند
مردمي دور از محبت ، غافلاني شرمسار
نيست يك اهل دعا در شهر تا پايان دهد
با دعايش دوره قحطي و خشك انتظار
كيست اينجا لايق بخشندگي ابرها
ماكجا، باران كجا، بيهوده ايم اميدوار
خشكسالي رفته از دلهاي ما تا آسمان
ابر را از بارش اي خشكيده جان معذور دار
قهر ابر وآسمان از كينه توزيهاي ماست
قهر مارا ميكند قهر طبيعت آشكار
اي كه در جام وجودت قطره اي از مهر نيست
بر تو جز قحطي نتابد تا تويي آيينه دار
اي كه خود باران نمي باري به خاك هيچ كس
با چه رو از ابر ميخواهي كه اينجا هم ببار
تازماني كه دل ما باردار كينه است
ميگريزد از من وتو ابرهاي باردار
- ۵۷۶
- ۲۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط