تغییر کرد

#تصادفی
پارت ۱۰
ویو ا.ت
داشتم اندازه ی جونگ کوک رو میگرفتم که یهو......
ویو جونگ کوک
ا.ت داشت اندازه ی منو میگرفت فاک خیلی خوب بود
چی چی‌دارم میگم من هوفففف خل شدم
که یهو پی دی نیم اومد تو و داد خیلی بلندی زد که باعث شد ا.ت محکم پاوش بزنه به دی.کم(توبههههه توبههههه)
ویو ا.ت
که یهو پی دی نیم اومد تو و داد بادندی زد و من محکم زدم تو دی.ک جونگ کوک
شتتتت
_اخخخخخخخ
دختره ی............
+وایییی ببخشید کوکککک
ته:اوه اوه الان دارک میشه قضیه
+تو خفه شوووو
که یهو محکم با پام زدم وسط پای تهیونگ
ته:عاحححححح
جیم:چرا عاح میکشیییییی
ته:عاحححح عایییییی درد دارمممم
+وایییی به خدا کنترل پام دست خودم نیستتتتت
_فعلا من از همتون ناقص ترمممم اییییییی
پی دی نیم:بس کنیددددد(داد)
کی لیارو زدهههه هااا(عربده)
+چی....؟؟
پی دی نیم:نکنه کار توعه هرزه هاااااا
+چی میگین من اصلا.....
/اره کار همینه
پی دی نیم:دختره ی هرزه
پی دی نیم اومد محکم از موهام گرفت که یهو
_ولش کن(داد و عربده)
پی دی نیم:ببین اگر میخوای داد بزنی سر من میتونم همین الان از گروه اخراجت کنم
از الان به بعد هم لین دختره هرزه اخراجههههه(داد)
نامی:پی دی نیم ا.ت لیا رو نزده
جین:راست میگه پی دی نیم
+ب....بخدا من..... من نزدمش(با بغض)
پی دی نیم: تو خفه شو
شوگا:هوی با طراح مد با درست صحبت کن
_پی دی نیم ولش کن(جدی)
پی دی نیم:ولش نکنم مثلا میخوای چیکار کنی؟؟؟
+کوک ولش کن(آروم و با بغض)
_پس بزار باهاش حرف بزنیم بعد اخراجش کن
ته:کوکک(تعجب)
پی دی نیم:باشه
بیا برو هرزه
_ا.ت بیا اینجا
+کوک ول کن ته تهش اخراج میشم دیگه
_ما این اجازه رو نمیدیم
همه: دقیقا
+ولی ولی خب اونجوری اون شماهارو هم اخراج میکنه
ته:ا.ت مهم نیس
تو همیشه با مایی نگران نباش
جیم: دقیقا
نگران نباش
+ولی ولی....
_ا.ت گفتیم نگران نباش
ما همیشه باهاتیم
+ولی خب چجوری؟
شوگا:یه نقشه ای دارم(پوزخند)
همه:اوووووو
پرش زمانی به بعد از اینکه شوگا نقشه رو گفت
(توی پارت های بعد می‌فهمید نقشه چی بود)
داشتیم راجب نقشه حرف میزدیم که یهو.............

ادامه دارد
دیدگاه ها (۲۲)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

P1 COERCION

تکپارتی جونگ کوک

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟛: یک قدم نزدیک‌ترصبح روز بعد، ا/ت وارد محو...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط