{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا ز دوریِ رویت به دل قراری نیست

مرا ز دوریِ رویت به دل قراری نیست
بیا بیا که مرا تابِ انتظاری نیست

بُود ز دیدن گلزار دیده‌اش محروم
کسی که منتظر راهِ گلعذاری نیست

چه می‌شود نظری کن که در سر کویَت
فتاده هر طرفی غیر خاکساری نیست

ز روی لطف و وفا ساقیا به جانب ما
بیار مِی که به این عمر اعتباری نیست

چو لاله در تهِ گردون نمی‌شود پیدا
دلی که در غمِ عشق تو داغداری نیست

ندارد از دلِ صدچاک بهره‌ای هرگز
چو شانه در کفِ هرکس که زلفِ یاری نیست

به کامِ دل گذران عمر خود «شهِ تیمور»
که وارداتِ غمِ دهر را شماری نیست
#وصی پور
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

مرا ز دوریِ رویت به دل قراری نیستبیا، بیا؛ که مرا تابِ انتظا...

(سبوی نیکنامی)همه شب به یاد رویت نظری به ماه دارمبه جنون کشی...

از غم چو زخم خورده پلنگی نشسته ایمچون تیغِ کوه بر سر سنگی نش...

‍ ز اشتیاق تو جانم به لب رسید، کجایی؟چه باشد ار رخ خوبت بدین...

«بله، این منم»:))من و این سایه‌ی غم، هر دو هم‌نشین شده‌ایمدر...

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدمشکستی و نشکستم، بُریدی و ن...

دارد دل من صد غم و غمخوار ندارد این کودک بیمار پرستار ندارد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط