{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن دارد

قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن دارد

خــواب،در بستـــر چشمان تو دیدن دارد

وقتی از شوق به موهای تو افتاده نسیم

دست در دست تو هــر کوچــه دویدن دارد

تاک، ازبوی عطر لباس ات، به خود می پیچد

سیب در دامنت احســـــاس رسیدن دارد

بیــخ گوش تو دلاویزترین بـــاغ خــــداست

طعـــم گیلاس از این فاصله چیــــدن دارد

کودکی چشم به در دوخته ام...تنگ غروب

دل مـن شـــــوقِ در آغــــــــوش پریدن دارد...

الهیییییییی قربونت برم..فدای دل قشنگت ان..دلم تنگ برات..درست مثل خودت..
دیدگاه ها (۱)

تا روسری تکاندی من دام یادم افتاداز دین چشمهایت اسلام یادم ا...

دلم بد هوای چشمهای روشنت رو کرده..امید من..نفس من..دلم بد تن...

مخاطب قلبم ﺁﻏــﻮش ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ تــو ﺟـــــﺎ ﺩﺍﺭﺩ …ﺍﮔﺮ ﺧــــ...

لخظه به لحظه با بزرگواری هایت شرمنده ام میکنی..دم به دم با د...

قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن داردخــواب،در بستـــر چشم...

قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن داردخــواب، در بستـــر چش...

قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن داردخــواب،در بستـــر چشم...

قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن داردخــواب،در بستـــر چشم...

قصه با طعم دهان تو شنیدن دارد خــواب،در بستـــر چشمان تو دید...

قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن داردخــواب،در بستـــر چشم...

قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن داردخــواب،در بستـــر چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط