{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نوكرتو به سينه اش نام تو را كرده قاب

نوكرتو به سينه اش نام تو را كرده قاب
لحظه افطاربياد لب خشكت بوده ام اى ارباب
امروز و من روزه گرفتمو بازم تشنگى
باز نفهميدم ز لبهاى ترك خورده طفل رباب
دیدگاه ها (۴)

ماهِ رمضان اگر خدا ميبخشدمحضِ گُلِ رويِ مجتبا ميبخشدغصه نخور...

گناه کار که باشی حسین میخردددرست مثل حر

سرم را بپذیردارباب

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ... باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد...

سناریو جونگکوک

هتل ۴۰۴ p.1

P2صبح روز بعد، طناز با صدای چند ماشین از خواب پرید.از پنجره ...

P4طناز با شنیدن حرف کانگ، رنگش پرید.— اگر مقاومت کرد... مجبو...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

★彡   Part 17 彡★ صبح، با برخورد مستقیم نور خورشید از خواب بید...

راز خون پارت سوم

داشت می‌رفت خم شد و #بوسید#طفل خود را که گرم #بازی بودو کلاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط